آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Set Down

American: ˈsetˈdaʊn British: setdaʊn

معنی set down

phrasal verb

قرار دادن، کار گذاشتن

phrasal verb

زمین گذاشتن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
phrasal verb

(هواپیما) نشاندن، فرود آوردن

phrasal verb

یادداشت کردن، نوشتن، ضبط کردن

phrasal verb

وابسته دانستن (به چیزی)، نسبت دادن

phrasal verb

(قانون و مقررات) برقرار کردن

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت set down

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «set down» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/set down

لغات نزدیک set down

پیشنهاد بهبود معانی