آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Reproduce

    ˌriːprəˈduːs ˌriːprəˈdjuːs

    گذشته‌ی ساده:

    reproduced

    شکل سوم:

    reproduced

    سوم‌شخص مفرد:

    reproduces

    وجه وصفی حال:

    reproducing

    معنی reproduce | جمله با reproduce

    verb - intransitive adverb C1

    دوبار تولید کردن، باز عمل آوردن

    verb - intransitive adverb

    تکثیر کردن، چاپ کردن، دوباره ساختن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    An animal that can reproduce a lost part of its body.

    جانوری که می‌تواند بخش از دست‌رفته‌ی بدن خود را دوباره ترمیم کند.

    Plants reproduce through pollination.

    گیاهان از راه گرده‌افشانی تولید‌مثل می‌کنند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a reproduced musical record

    صفحه‌ی موسیقی تکثیر‌شده

    the reproduction of exam questions

    تکثیر پرسش‌های امتحانی

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد reproduce

    1. verb make more copies of
      Synonyms:
      copy repeat duplicate replicate redo recreate imitate reflect mirror clone photocopy print represent emulate follow echo transcribe type reprint reenact relive portray photograph parallel match pirate knock off revive do again manifold mimeo mimeograph carbon xerox reduplicate stereotype engross reawaken recount restamp photostat
      Antonyms:
      stop destroy abort
    1. verb make something new; give birth
      Synonyms:
      generate produce young procreate bear beget breed engender father mother sire spawn hatch multiply propagate repopulate impregnate fecundate progenerate proliferate
      Antonyms:
      kill abort

    لغات هم‌خانواده reproduce

    noun
    produce, producer, product, production, reproduction, productivity
    adjective
    productive, counterproductive, reproductive, reproducible
    verb - transitive
    produce
    verb - intransitive
    reproduce
    adverb
    productively

    سوال‌های رایج reproduce

    گذشته‌ی ساده reproduce چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده reproduce در زبان انگلیسی reproduced است.

    شکل سوم reproduce چی میشه؟

    شکل سوم reproduce در زبان انگلیسی reproduced است.

    وجه وصفی حال reproduce چی میشه؟

    وجه وصفی حال reproduce در زبان انگلیسی reproducing است.

    سوم‌شخص مفرد reproduce چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد reproduce در زبان انگلیسی reproduces است.

    ارجاع به لغت reproduce

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «reproduce» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/reproduce

    لغات نزدیک reproduce

    • - reprobatory
    • - reprocessed wool
    • - reproduce
    • - reproducer
    • - reproducibility
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.