آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Photograph

    ˈfoʊtəɡræf ˈfəʊtəɡrɑːf

    گذشته‌ی ساده:

    photographed

    شکل سوم:

    photographed

    سوم‌شخص مفرد:

    photographs

    وجه وصفی حال:

    photographing

    شکل جمع:

    photographs

    معنی photograph | جمله با photograph

    noun countable A2

    عکس

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

    مشاهده

    an old photograph of my grandfather

    عکس قدیمی پدربزرگم

    verb - transitive verb - intransitive

    عکس برداشتن، عکسبرداری کردن، عکس گرفتن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    Khaju bridge has been photographed many times.

    از پل خواجو بارها عکس‌برداری شده است.

    She photographed the bride.

    او از عروس عکس گرفت.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The tree didn't photograph well.

    عکس درخت خوب در نیامد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد photograph

    1. noun a still picture taken with a camera
      Synonyms:
      picture photo image snap shot print portrait close-up likeness pic pix photostat negative positive slide polaroid snapshot kodak transparency pinup mug Kodachrome blowup microfilm
    1. verb take a picture with a camera
      Synonyms:
      take picture shoot snap record capture film photo get reproduce print make a picture snapshot illustrate copy get a shot mug close-up lens roll photostat photoengrave get a likeness turn cinematize microfilm x-ray

    Collocations

    take photographs (of)

    عکس گرفتن (از)

    لغات هم‌خانواده photograph

    noun
    photo, photograph, photographer, photography
    adjective
    photogenic, photographic
    verb - transitive
    photograph

    سوال‌های رایج photograph

    گذشته‌ی ساده photograph چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده photograph در زبان انگلیسی photographed است.

    شکل سوم photograph چی میشه؟

    شکل سوم photograph در زبان انگلیسی photographed است.

    شکل جمع photograph چی میشه؟

    شکل جمع photograph در زبان انگلیسی photographs است.

    وجه وصفی حال photograph چی میشه؟

    وجه وصفی حال photograph در زبان انگلیسی photographing است.

    سوم‌شخص مفرد photograph چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد photograph در زبان انگلیسی photographs است.

    ارجاع به لغت photograph

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «photograph» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/photograph

    لغات نزدیک photograph

    • - photogenic
    • - photogrammetry
    • - photograph
    • - photographer
    • - photographic
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.