آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Print

      prɪnt prɪnt

      گذشته‌ی ساده:

      printed

      شکل سوم:

      printed

      سوم‌شخص مفرد:

      prints

      وجه وصفی حال:

      printing

      شکل جمع:

      prints

      معنی print | جمله با print

      noun countable C2

      چاپ، جای مهر، اثر، رد، نشان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      the print of a woman's bare feet

      جای پای برهنه‌ی یک زن

      uneven print

      چاپ غیر یکدست (نامنظم)

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The print is rather poor.

      این چاپ چندان خوب نیست.

      His shoes left prints in the snow.

      کفش‌های او روی برف اثر باقی می‌گذاشت.

      black and white prints

      تصویرهای چاپی سیاه و سفید

      noun countable

      اثر انگشت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The prints were compared.

      اثر انگشت‌ها را با هم مقایسه کردند.

      noun countable

      چاپی، چاپ‌شده

      printed cloth

      پارچه‌ی قلمکار

      noun countable

      حروف چاپی

      bold print

      حروف چاپی درشت و پررنگ

      noun countable

      بسته، قالب

      a print of butter

      یک قالب کره

      verb - transitive

      چاپ کردن، منتشر کردن، ماشین کردن

      My poem was printed in a magazine.

      شعر من در یک مجله چاپ شد.

      Nowadays books are printed by computers.

      این روزها کتاب را با کامپیوتر چاپ می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This book's printing took two years.

      چاپ این کتاب دو سال طول کشید.

      This book was printed last year.

      این کتاب پارسال چاپ شد.

      verb - transitive

      به خاطر سپردن، در حافظه جای دادن

      His dying words are printed in my memory.

      حرف‌های او دم مرگ در حافظه‌ام نقش بسته است.

      verb - transitive verb - intransitive

      (بدون چسباندن حروف به یکدیگر) نوشتن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد print

      1. noun publication; something impressed
        Synonyms:
        publication copy impression imprint issue edition writing composition characters letters type typeface font engraving photograph magazine newspaper periodical printed matter typescript typesetting black-and-white book impress indentation stamp lithograph face newsprint lettering
      1. verb produce writing, impression; reproduce
        Synonyms:
        publish issue reproduce compose impress imprint mark stamp set engrave reprint offset letter disseminate reissue run off go to press strike off put to bed set type publication calligraph

      Collocations

      in print

      (کتاب) موجود، در معرض فروش

      out of print

      (کتاب) تمام شده، نایاب

      لغات هم‌خانواده print

      noun
      print, printer, printing
      adjective
      printed, printable
      verb - transitive
      print

      سوال‌های رایج print

      گذشته‌ی ساده print چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده print در زبان انگلیسی printed است.

      شکل سوم print چی میشه؟

      شکل سوم print در زبان انگلیسی printed است.

      شکل جمع print چی میشه؟

      شکل جمع print در زبان انگلیسی prints است.

      وجه وصفی حال print چی میشه؟

      وجه وصفی حال print در زبان انگلیسی printing است.

      سوم‌شخص مفرد print چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد print در زبان انگلیسی prints است.

      ارجاع به لغت print

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «print» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/print

      لغات نزدیک print

      • - princock
      • - princox
      • - print
      • - print chain
      • - print drum
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.