آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ مهر ۱۴۰۲

      Black-and-white

      ˈblækənˈhwɑɪt blæk-ənd-waɪt

      معنی black-and-white | جمله با black-and-white

      adjective idiom

      شفاف، ساده، قابل‌ فهم

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The decision to fire the employee was not black-and-white; there were many factors to consider.

      تصمیم به اخراج کارمند ساده نبود؛ عوامل زیادی وجود داشت که باید در نظر گرفته می‌شد.

      Climate change isn't a black-and-white issue for me.

      تغییر اقلیم برای من موضوعی قابل‌ فهم نیست.

      adjective

      سیاه‌وسفید

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      a black-and-white tie

      کراوات سیاه‌وسفید

      a black-and-white portrait of my father

      تصویر سیاه‌وسفید (غیررنگی) پدرم

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a black-and-white T.V. set

      تلویزیون سیاه‌وسفید

      a black-and-white picture

      تصویر سیاه‌وسفید

      adjective

      سیاه و سفید، خیر و شر، خوب و بد (به‌ویژه با ساده‌بینی و سطحی‌نگری)

      Those who see moral issues in black-and-white terms and do not consider anything as gray.

      کسانی که امور اخلاقی را فقط به‌طور سیاه و سفید می‌بینند و حد وسطی قائل نیستند.

      The novel was praised for its nuanced storytelling, avoiding the typical black-and-white depiction of morality.

      این رمان به خاطر داستان‌سرایی متفاوت و پرهیز از نمایش سیاه و سفید معمول اخلاقیات مورد تحسین قرار گرفت.

      adjective

      مکتوب، نوشته‌شده، چاپ‌شده

      The newspaper article provided a black-and-white summary of the events that occurred.

      مطلب روزنامه خلاصه‌ای مکتوب از وقایع رخ‌داده را ارائه کرد.

      The judge's decision was based on the black-and-white evidence presented in court.

      تصمیم قاضی بر اساس شواهد مکتوب ارائه‌شده در دادگاه بود.

      noun slang informal

      انگلیسی آمریکایی ماشین پلیس (مجهز به فرستنده)

      I saw a black-and-white parked outside the bank.

      یک ماشین پلیس را دیدم که بیرون بانک پارک شده بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد black-and-white

      1. noun communication by means of written symbols (either printed or handwritten)
        Synonyms:
        written communication written language ebauche sinopia gaslighting
      1. noun a black-and-white photograph or slide
        Synonyms:
        monochrome
      1. adjective not having or not capable of producing colors
        Antonyms:
        color

      ارجاع به لغت black-and-white

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «black-and-white» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/black-and-white

      لغات نزدیک black-and-white

      • - black widow
      • - black-and-blue
      • - black-and-white
      • - black-bag
      • - black-eyed susan
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone کلیک امروز گرد سیگما جواب دودی ریز ساق سبزیجات دهانه نخجیر برنا تناور تودیع آپوستروف
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.