آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ آبان ۱۴۰۴

    Horsepower

    ˈhɔːrsˌpaʊr ˈhɔːsˌpaʊə

    شکل جمع:

    horsepower

    توضیحات:

    مخفف: hp

    معنی horsepower | جمله با horsepower

    noun countable uncountable

    اسب بخار (یکان سنجش نیروی موتور برابر با ۷۴۶ وات)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    The engine’s horsepower determines how fast the vehicle can accelerate.

    اسب بخار موتور تعیین می‌کند که وسیله‌ی نقلیه با چه سرعتی می‌تواند شتاب بگیرد.

    He bought a boat with a 250-horsepower motor.

    او قایقی با موتور ۲۵۰ اسب بخار خرید.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد horsepower

    1. noun a unit of power equal to 746 watts
      Synonyms:
      power strength hp pull

    سوال‌های رایج horsepower

    معنی horsepower به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی horsepower در زبان فارسی به صورت «اسب بخار» ترجمه می‌شود.

    اصطلاح horsepower یک واحد اندازه‌گیری قدرت است که در اصل برای مقایسه توان موتورهای بخار با توان اسب‌ها ایجاد شده است. این واحد در مهندسی و صنعت به ویژه در حوزه خودرو، ماشین‌آلات و موتورهای احتراقی کاربرد گسترده دارد و میزان قدرت تولیدی یک موتور را نشان می‌دهد.

    تاریخچه‌ی این عبارت به قرن نوزدهم برمی‌گردد، زمانی که مهندس اسکاتلندی به نام جیمز وات (James Watt) برای معرفی موتور بخارش به بازار، نیاز داشت قدرت موتور خود را به شکلی ملموس و قابل درک برای مردم بیان کند. او قدرت موتور را با قدرت یک اسب مقایسه کرد و واحد «اسب بخار» را تعریف نمود تا مردم بهتر بتوانند توان موتور را تصور کنند.

    از نظر علمی، یک اسب بخار تقریباً معادل 746 وات قدرت است. این مقدار بیانگر توان لازم برای انجام کاری معین در واحد زمان است و به مهندسان و مصرف‌کنندگان کمک می‌کند تا مقایسه دقیقی بین موتورهای مختلف داشته باشند. برای مثال، هرچه اسب بخار یک خودرو بالاتر باشد، نشان‌دهنده قدرت بیشتر موتور و توانایی بالاتر آن در انجام کار است.

    در زندگی روزمره و صنعت خودرو، تبلیغات مربوط به قدرت موتور اغلب به صورت «اسب بخار» اعلام می‌شود و این واحد برای خریداران معیار مهمی جهت انتخاب خودرو یا ماشین‌آلات محسوب می‌شود. همچنین، در ماشین‌های صنعتی، کشاورزی و حتی تجهیزات ورزشی، اندازه‌گیری قدرت به این روش رایج است.

    horsepower نه تنها یک واحد فنی و علمی است، بلکه نمادی از پیشرفت فناوری در دوران انقلاب صنعتی و تلاش انسان برای اندازه‌گیری و کنترل انرژی و قدرت می‌باشد. یادگیری این اصطلاح برای زبان‌آموزان و علاقه‌مندان به علوم مهندسی و فناوری ضروری است تا بتوانند مفاهیم مرتبط با قدرت و عملکرد موتور‌ها را بهتر درک کنند و در گفتگوها و متون تخصصی به شکل صحیح استفاده نمایند.

    شکل جمع horsepower چی میشه؟

    شکل جمع horsepower در زبان انگلیسی horsepower است.

    ارجاع به لغت horsepower

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «horsepower» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/horsepower

    لغات نزدیک horsepower

    • - horseplay
    • - horseplayer
    • - horsepower
    • - horsepower-hour
    • - horsepox
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.