آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۱ مهر ۱۴۰۴

    تماس به انگلیسی

    معنی

    فونتیک فارسی / tamaas[s] /

    contact, impact, tengency

    contact

    impact

    tengency

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد تماس

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    ارتباط رابطه مراوده
    مترادف:
    برخورد تلاقی
    مترادف:
    لمس
    مترادف:
    مالش
    مترادف:
    پیوستگی نزدیکی
    مترادف:
    بسودن

    سوال‌های رایج تماس

    تماس به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «تماس» در زبان انگلیسی به Contact ترجمه می‌شود.

    تماس به معنای برقرار کردن ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم میان دو یا چند فرد، شیء یا پدیده است. این واژه دامنه‌ی معنایی گسترده‌ای دارد و می‌تواند به تماس فیزیکی، تماس چشمی، تماس تلفنی یا حتی تماس فکری و احساسی اشاره کند. در اصل، تماس نشانه‌ای از برقراری پیوند و ارتباط است؛ پیوندی که گاهی ملموس و مادی است و گاهی غیرملموس و معنوی.

    در زندگی روزمره، تماس جایگاهی اساسی در تعاملات انسانی دارد. تماس چشمی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین زبان‌های بدن، نشانه‌ای از توجه، اعتماد یا صمیمیت محسوب می‌شود. تماس کلامی نیز در قالب گفت‌وگو، تماس تلفنی یا پیام‌رسانی، بستری برای انتقال افکار و احساسات فراهم می‌آورد. در واقع، تماس به هر شکلی که باشد، ریشه در نیاز انسان به برقراری ارتباط دارد و به همین دلیل نقشی حیاتی در روابط اجتماعی ایفا می‌کند.

    از منظر فیزیکی، تماس به معنای برخورد یا لمس دو جسم است. در علوم طبیعی مانند فیزیک، تماس مفهومی دقیق دارد و به نقطه یا سطحی اشاره می‌کند که در آن دو جسم با یکدیگر در ارتباط مستقیم قرار می‌گیرند. برای مثال، وقتی توپ بر روی زمین قرار می‌گیرد، نقطه‌ی تماس میان سطح زمین و توپ عامل اصلی در ایجاد نیروی اصطکاک است. این کاربرد علمی نشان می‌دهد که تماس مفهومی فراتر از روابط انسانی است و در دنیای مادی نیز جایگاه بنیادینی دارد.

    در دنیای ارتباطات مدرن، تماس مفهومی گسترده‌تر و پیچیده‌تر پیدا کرده است. با پیشرفت فناوری، تماس دیگر محدود به حضور فیزیکی یا مکالمه‌ی رو‌در‌رو نیست. تماس‌های تلفنی، تصویری و اینترنتی شکل‌های جدیدی از ارتباط را به وجود آورده‌اند که امکان تعامل در فاصله‌های بسیار دور را نیز فراهم می‌کنند. این نوع تماس‌ها بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی معاصر شده‌اند و بدون آن‌ها بسیاری از فعالیت‌های روزانه مختل می‌گردد.

    تماس را می‌توان جوهره‌ی ارتباط و پیوند دانست. چه در معنای علمی و فیزیکی و چه در معنای اجتماعی و انسانی، تماس نشان‌دهنده‌ی نقطه‌ای است که در آن دو چیز به هم می‌رسند و اثری بر یکدیگر می‌گذارند. همین ویژگی است که باعث می‌شود تماس مفهومی عمیق و چندلایه باشد؛ مفهومی که هم در زندگی فردی و هم در عرصه‌های علمی و فناورانه نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

    ارجاع به لغت تماس

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «تماس» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تماس

    لغات نزدیک تماس

    • - تمارض کردن
    • - تمارض کننده
    • - تماس
    • - تماس از یک طرف
    • - تماس پیدا کردن
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.