گذشتهی ساده:
letteredشکل سوم:
letteredسومشخص مفرد:
lettersوجه وصفی حال:
letteringشکل جمع:
lettersنامه
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی مقدماتی
You never answered my letters.
تو به نامههای من هرگز پاسخ ندادی.
Please write a letter to the editor expressing your opinion.
لطفاً نامهای به سردبیر بنویسید و نظر خود را بیان کنید.
official letters
نامههای رسمی
a letter of introduction
معرفینامه
(a letter of) invitation
دعوتنامه
a business letter
نامهی بازرگانی
letter of recommendation
توصیهنامه
letter writing
نامهنگاری
letters of citizenship
مدارک شهروندی
to letter a poster
پوستری را دارای حروف (الفبا) کردن
to letter one's name
نام خود را با حروف نگاشتن
زبانشناسی حرف، کاراکتر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The word "table" has five letters.
واژهی «table» پنج حرف دارد.
He practiced writing the letters neatly on paper.
او تمرین کرد که حروف را بهصورت مرتب روی کاغذ بنویسد.
the letters of the alphabet
حروف الفبا
capital letter
حرف بزرگ
to teach a child his letters
یاد دادن الفبا به کودک
faculty of letters
دانشکدهی ادبیات
a bright point in the history of British letters
نقطهی درخشانی در تاریخ ادب انگلیس
a man of letters
مردی عالم
letter of the law
نص قانون
He pays more attention to the spirit of the story than to the letter of it.
بیشتر به روح (یا باطن) داستان توجه میکند تا به متن آن.
انگلیسی آمریکایی نشان افتخار، مدال، جایزه (بهشکل حرف اول اسم برنده)
The letter symbolizes recognition of skill and dedication in school sports.
این جایزه، نماد شناخت مهارت و تعهد در ورزشهای مدرسهای است.
He earned letters in both track and swimming during his school years.
درطول سالهای تحصیلی خود در دو رشتهی دو و شنا، مدال کسب کرد.
انگلیسی آمریکایی نامهای (اندازهی کاغذ ۸٫۵ × ۱۱ اینچ)
All office documents are formatted for letter size by default.
همهی اسناد اداری بهطور پیشفرض برای کاغذ نامهای قالببندی شدهاند.
The printer can handle both letter and A4 sizes.
چاپگر میتواند هم سایز نامهای و هم A۴ را پشتیبانی کند.
انگلیسی آمریکایی جایزه بردن، مدال بردن (بهشکل حرف اول اسم برنده)
Many students hope to letter in basketball this year.
بسیاری از دانشآموزان امیدوارند امسال در بسکتبال جایزه بگیرند.
Winning the championship allowed her to letter in swimming.
قهرمانی در مسابقات به او این امکان را داد که در شنا مدال کسب کند.
(واژهای که از چهار حرف درست شده و با شرمگاه یا جماع یا فضولات بدن سروکار دارد و از ریشهی انگلوساکسون میباشد) واژهی چهار حرفی، واژهی قبیح
نامه یا بستهی پستی که در آن بمب باشد.
دقیقاً، عیناً، بیکموکاست، کلمهبهکلمه، موبهمو
شکل جمع letter در زبان انگلیسی letters است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «letter» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/letter