آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ دی ۱۴۰۴

      Letter

      ˈlet̬ər ˈletə

      گذشته‌ی ساده:

      lettered

      شکل سوم:

      lettered

      سوم‌شخص مفرد:

      letters

      وجه وصفی حال:

      lettering

      شکل جمع:

      letters

      معنی letter | جمله با letter

      noun countable A1

      نامه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      You never answered my letters.

      تو به نامه‌های من هرگز پاسخ ندادی.

      Please write a letter to the editor expressing your opinion.

      لطفاً نامه‌ای به سردبیر بنویسید و نظر خود را بیان کنید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      official letters

      نامه‌های رسمی

      a letter of introduction

      معرفی‌نامه

      (a letter of) invitation

      دعوت‌نامه

      a business letter

      نامه‌ی بازرگانی

      letter of recommendation

      توصیه‌نامه

      letter writing

      نامه‌نگاری

      letters of citizenship

      مدارک شهروندی

      to letter a poster

      پوستری را دارای حروف (الفبا) کردن

      to letter one's name

      نام خود را با حروف نگاشتن

      noun countable A2

      زبان‌شناسی حرف، کاراکتر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The word "table" has five letters.

      واژه‌ی «table» پنج حرف دارد.

      He practiced writing the letters neatly on paper.

      او تمرین کرد که حروف را به‌صورت مرتب روی کاغذ بنویسد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the letters of the alphabet

      حروف الفبا

      capital letter

      حرف بزرگ

      to teach a child his letters

      یاد دادن الفبا به کودک

      faculty of letters

      دانشکده‌ی ادبیات

      a bright point in the history of British letters

      نقطه‌ی درخشانی در تاریخ ادب انگلیس

      a man of letters

      مردی عالم

      letter of the law

      نص قانون

      He pays more attention to the spirit of the story than to the letter of it.

      بیشتر به روح (یا باطن) داستان توجه می‌کند تا به متن آن.

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی نشان افتخار، مدال، جایزه (به‌شکل حرف اول اسم برنده)

      The letter symbolizes recognition of skill and dedication in school sports.

      این جایزه، نماد شناخت مهارت و تعهد در ورزش‌های مدرسه‌ای است.

      He earned letters in both track and swimming during his school years.

      درطول سال‌های تحصیلی خود در دو رشته‌ی دو و شنا، مدال کسب کرد.

      adjective

      انگلیسی آمریکایی نامه‌ای (اندازه‌ی کاغذ ۸٫۵ × ۱۱ اینچ)

      All office documents are formatted for letter size by default.

      همه‌ی اسناد اداری به‌طور پیش‌فرض برای کاغذ نامه‌ای قالب‌بندی شده‌اند.

      The printer can handle both letter and A4 sizes.

      چاپگر می‌تواند هم سایز نامه‌ای و هم A۴ را پشتیبانی کند.

      verb - intransitive

      انگلیسی آمریکایی جایزه بردن، مدال بردن (به‌شکل حرف اول اسم برنده)

      Many students hope to letter in basketball this year.

      بسیاری از دانش‌آموزان امیدوارند امسال در بسکتبال جایزه بگیرند.

      Winning the championship allowed her to letter in swimming.

      قهرمانی در مسابقات به او این امکان را داد که در شنا مدال کسب کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد letter

      1. noun symbol of an alphabet
        Synonyms:
        alphabet character sign type ABCs capital cap small letter majuscule minuscule rune uncial
        Antonyms:
        number
      1. noun written communication
        Synonyms:
        note message memo memorandum reply answer report postcard line missive epistle dispatch billet kite acknowledgment thank you junk mail
        Antonyms:
        speech
      1. noun an award earned by participation in a school sport
        Synonyms:
        varsity-letter

      Collocations

      four-letter word

      (واژه‌ای که از چهار حرف درست شده و با شرمگاه یا جماع یا فضولات بدن سروکار دارد و از ریشه‌ی انگلوساکسون می‌باشد) واژه‌ی چهار حرفی، واژه‌ی قبیح

      letter bomb

      نامه یا بسته‌ی پستی که در آن بمب باشد.

      Idioms

      to the letter

      دقیقاً، عیناً، بی‌کم‌و‌کاست، کلمه‌به‌کلمه، موبه‌مو

      سوال‌های رایج letter

      شکل جمع letter چی میشه؟

      شکل جمع letter در زبان انگلیسی letters است.

      ارجاع به لغت letter

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «letter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/letter

      لغات نزدیک letter

      • - lett
      • - letted
      • - letter
      • - letter bomb
      • - letter box
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.