Memo

ˈmemoʊ ˈmeməʊ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    memos
ذخیره در لغات برگزیده

معنی‌ها

noun C1
memorandum =

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
noun
یاداشت
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد memo

  1. noun written note
    Synonyms:
    message letter notice announcement missive dispatch reminder notation record jotting chit directive minute diary tickler

لغات هم‌خانواده memo

ارجاع به لغت memo

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «memo» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/memo

لغات نزدیک memo

پیشنهاد بهبود معانی