آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۶ مهر ۱۴۰۴

      پیچاندن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / pichaandan /

      to twist, to turn, to wring, to twirl, to screw, to wind, to bend, to wrench, to coil, to twine, to writhe, to curl, to entwine, to tighten (a screw)

      to twist

      to turn

      to wring

      to twirl

      to screw

      to wind

      to bend

      to wrench

      to coil

      to twine

      to writhe

      to curl

      to entwine

      to tighten

      پیچ دادن

      او در بطری را محکم پیچاند.

      She twisted the cap tightly to close the bottle.

      پیچ را پیچاندن

      to turn a screw

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / pichaandan /

      مجازی to divert, to distort, to complicate, to wrench, to torture

      to divert

      to distort

      to complicate

      to wrench

      to torture

      دشوار کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      او سعی کرد مکالمه را پیچاند تا قاضی را در طول محاکمه گیج کند.

      He tried to divert the conversation to confuse the judge during the trial.

      افزودن ویژگی‌های زیاد می‌تواند طراحی را بپیچاند.

      Adding too many features can complicate the design.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج پیچاندن

      پیچاندن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «پیچاندن» در زبان انگلیسی به to dodge یا to evade ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «پیچاندن» در زبان فارسی معنایی دارد که بیشتر به فرار کردن از مسئولیت، پاسخ دادن به شکلی غیرمستقیم یا طفره رفتن اشاره دارد. این فعل اغلب در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که فردی بخواهد از انجام کاری که برعهده‌اش است شانه خالی کند یا با پاسخ‌هایی مبهم و غیرشفاف از زیر بار وظیفه‌ای که به او محول شده، فرار کند. این رفتار می‌تواند در روابط کاری، اجتماعی یا حتی در موقعیت‌های روزمره دیده شود و معمولاً بار معنایی منفی دارد.

      در روانشناسی و جامعه‌شناسی، طفره رفتن و پیچاندن به عنوان رفتاری غیرمسئولانه شناخته می‌شود که می‌تواند به کاهش اعتماد دیگران نسبت به فرد منجر شود. هنگامی که فردی به جای روبرو شدن با مشکلات یا مسئولیت‌ها، سعی می‌کند آن‌ها را دور بزند، نه تنها راه حل واقعی مسئله را پیدا نمی‌کند بلکه باعث تشدید بی‌اعتمادی و سوءتفاهم در روابط می‌شود. این رفتار می‌تواند ریشه در ترس، اضطراب، یا عدم اعتماد به نفس داشته باشد.

      از منظر فرهنگی نیز، در بسیاری از جوامع، طفره رفتن و پیچاندن به عنوان رفتاری ناپسند تلقی شده و ارزش‌های صداقت، شفافیت و مسئولیت‌پذیری را نقض می‌کند. در محیط‌های کاری، افرادی که به پیچاندن و اجتناب از انجام وظایف تمایل دارند، معمولا عملکرد تیم را تحت تاثیر قرار داده و مانع پیشرفت سازمان می‌شوند. این امر می‌تواند منجر به بروز مشکلات جدی در هماهنگی و تعاملات حرفه‌ای شود.

      با وجود این، گاهی اوقات «پیچاندن» به شکلی ظریف‌تر و با هدف حفظ آرامش یا جلوگیری از برخوردهای مستقیم انجام می‌شود؛ مثلا در مواردی که بیان صریح یک موضوع ممکن است موجب تنش یا آسیب شود. در این شرایط، می‌توان این رفتار را نوعی مدیریت ارتباطات یا دیپلماسی اجتماعی تلقی کرد، هرچند در مجموع و در نهایت عاقلانه‌تر و بهتر است تا جایی که امکان دارد رویکردی صادقانه و مستقیم در پیش گرفته شود.

      پیچاندن اگرچه ممکن است به عنوان راهکاری موقت برای فرار از موقعیت‌های دشوار به کار رود، اما در بلندمدت باعث کاهش اعتبار و اعتماد دیگران به فرد می‌شود. به همین دلیل، توصیه می‌شود افراد تلاش کنند با تقویت مهارت‌های ارتباطی، مدیریت تعارض و پذیرش مسئولیت، از این رفتار اجتناب کرده و با صداقت و شفافیت تعامل داشته باشند تا روابط پایدار و موفق‌تری شکل بگیرد.

      ارجاع به لغت پیچاندن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «پیچاندن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پیچاندن

      لغات نزدیک پیچاندن

      • - پیچان
      • - پیچان رود
      • - پیچاندن
      • - پیچاندن بینی کسی
      • - پیچاندن گوش کسی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.