آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ آبان ۱۴۰۴

      Phase

      feɪz feɪz

      گذشته‌ی ساده:

      phased

      شکل سوم:

      phased

      سوم‌شخص مفرد:

      phases

      وجه وصفی حال:

      phasing

      شکل جمع:

      phases

      معنی phase | جمله با phase

      noun countable B2

      مرحله، دوره، فاز

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      The country entered a new phase of economic development.

      کشور وارد مرحله‌ی جدیدی از ترقی اقتصادی شد.

      In its solid phase water exists as ice.

      در حالت جامد آب به‌صورت یخ است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Ice is one of the phases of H2O.

      یخ یکی از اشکال H2O است.

      This voltage must be in phase with the primary antenna voltage.

      این ولتاژ بایستی با ولتاژ اولیه‌ی آنتن هماهنگ (هم‌فاز) باشد.

      Your car's windshield wipers are out of phase.

      برف‌پاک‌کن‌های اتومبیل شما هماهنگ نیستند.

      Articles which deal with the various phases of life in this rural area.

      مقاله‌هایی که با جنبه‌های مختلف زندگی در این ناحیه‌ی روستایی سر و کار دارند.

      the moral phase of this problem

      جنبه‌ی اخلاقی این مسئله

      the silver phase of the red fox

      حالت‌های نقره فام روباه قرمز

      the final phase of production

      گام نهایی تولید

      the early phases of the war

      مراحل آغازین جنگ

      the virulent phase of a disease

      مرحله‌ی شدید بیماری

      noun countable B2

      مرحله، فاز، دوره (از رفتاری عجیب یا غلط)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The child went through a phase of being obsessed with dinosaurs.

      کودک دوره‌ای داشت که به دایناسورها وسواس پیدا کرده بود.

      My brother is in a rebellious phase at the moment.

      برادرم درحال حاضر در فاز نافرمانی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the different phases of children's development

      دوره‌های گوناگون رشد کودکان

      noun countable

      نجوم فاز (ماه)

      The crescent phase of the moon is very beautiful in the evening sky.

      فاز هلال ماه در آسمان شب بسیار زیباست.

      Scientists study the phases of the moon to understand its orbit.

      دانشمندان برای درک مدار ماه، فازهای آن را مطالعه می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the various phases of the moon

      صورت‌های گوناگون ماه

      verb - transitive

      مرحله‌ای کردن، مرحله‌ای اجرا کردن، تدریجی انجام دادن

      New-model autos are now being phased in.

      اتومبیل‌های مدل جدید را دارند به‌ تدریج عرضه می‌کنند.

      The new safety rules will be phased in to give workers time to adjust.

      قوانین ایمنی جدید به‌تدریج اجرا خواهند شد تا به کارکنان فرصت تطبیق داده شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a phased infantry advance with coordination between units

      پیشروی مرحله‌به‌مرحله‌ی پیاده نظام با هماهنگی میان یگان‌ها

      a phased march toward a free economy

      پیشرفت زمان‌بندی‌شده به‌ سوی اقتصاد آزاد

      a new plan for phased disarmament

      نقشه‌ی جدیدی برای خلع سلاح گام‌به‌گام

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد phase

      1. noun period in life of something
        Synonyms:
        time state stage condition point step development position juncture aspect facet chapter appearance posture

      Phrasal verbs

      phase out

      به‌ تدریج پایان یافتن

      phase in

      به‌تدریج استفاده کردن

      Collocations

      in phase

      هم‌مرحله، هماهنگ، همگام، هم‌زمان، هم‌فاز

      out of phase

      دارای مراحل ناجور، ناهمگام، ناهماهنگ، ناهم‌زمان، ناهم‌فاز

      go through a phase

      دوره ای را گذراندن، مرحله ای را طی کردن

      سوال‌های رایج phase

      گذشته‌ی ساده phase چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده phase در زبان انگلیسی phased است.

      شکل سوم phase چی میشه؟

      شکل سوم phase در زبان انگلیسی phased است.

      شکل جمع phase چی میشه؟

      شکل جمع phase در زبان انگلیسی phases است.

      وجه وصفی حال phase چی میشه؟

      وجه وصفی حال phase در زبان انگلیسی phasing است.

      سوم‌شخص مفرد phase چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد phase در زبان انگلیسی phases است.

      ارجاع به لغت phase

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «phase» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/phase

      لغات نزدیک phase

      • - pharyngoscope
      • - pharynx
      • - phase
      • - phase distortion
      • - phase encoded
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.