آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ شهریور ۱۴۰۴

    Variant

    ˈveriənt ˈveəriənt

    شکل جمع:

    variants

    معنی variant | جمله با variant

    noun countable

    گونه، نوع، صورت، شکل، واریانت، نسخه‌ی متفاوت

    three variants of this old song exist today.

    این ترانه‌ی قدیمی امروزه به سه صورت وجود دارد.

    Each variant of the painting shows the artist experimenting with color.

    هر نسخه‌ی متفاوت از این نقاشی نشان می‌دهد که هنرمند درحال آزمایش با رنگ بوده است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    "labor" and "labour" are variants with exactly the same meaning.

    "labor" و "labour" واج‌گونه‌های کاملاً هم‌معنی هستند.

    the variant spellings of his name

    گونه‌های مختلف املای نام او

    noun countable

    زیست‌شناسی واریانت، گونه، سویه، نوع، شکل تغییریافته (از ویروس)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    The virus has produced a new variant that spreads more quickly.

    ویروس، واریانت جدیدی ایجاد کرده است که سریع‌تر گسترش می‌یابد.

    The emergence of new variants makes developing vaccines more challenging.

    ظهور سویه‌های جدید، ساخت واکسن‌ها را دشوارتر می‌کند.

    adjective

    گوناگون، متنوع، متفاوت، جوراجور، متغیر، مختلف

    There is a variant pronunciation of this word in British English.

    تلفظ متفاوتی از این واژه در انگلیسی بریتانیایی وجود دارد.

    They offered a variant version of the product with more features.

    آن‌ها نسخه‌ای متفاوت از محصول را با امکانات بیشتر عرضه کردند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    this land's variant scenery

    مناظر متنوع این سرزمین

    variant points of view

    دیدگاه‌های متفاوت

    the variant interpretations of this text

    تفسیرهای جوراجور این متن

    variant religious groups

    دستجات مذهبی مختلف

    adjective

    زیست‌شناسی جهش‌یافته، متغیر، متفاوت (ویروس)

    The variant form of the virus spreads faster than the original.

    شکل متفاوت این ویروس سریع‌تر از نوع اصلی گسترش می‌یابد.

    Researchers are closely monitoring new variant strains of influenza.

    پژوهشگران درحال پایش دقیق سویه‌های متفاوت جدید آنفلوانزا هستند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد variant

    1. adjective different
      Synonyms:
      various alternative varying modified divergent differing exceptional derived
      Antonyms:
      same similar agreeing
    1. noun derived form
      Synonyms:
      version development result variation modification alternative spinoff branch exception irregularity
      Antonyms:
      root base

    لغات هم‌خانواده variant

    noun
    variable, variance, variant, variety, variability, variation
    adjective
    variable, varied, various
    verb - transitive
    vary
    adverb
    variably, variously

    سوال‌های رایج variant

    شکل جمع variant چی میشه؟

    شکل جمع variant در زبان انگلیسی variants است.

    ارجاع به لغت variant

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «variant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/variant

    لغات نزدیک variant

    • - variably
    • - variance
    • - variant
    • - variate
    • - variation
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.