آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ مرداد ۱۴۰۴

      Delicacy

      ˈdelɪkəsi ˈdelɪkəsi

      شکل جمع:

      delicacies

      معنی delicacy | جمله با delicacy

      noun countable

      خوراک لذیذ، غذای خوشمزه، خوراک گران‌بها، غذای اشرافی

      This local dish is a delicacy that tourists always want to try.

      این غذای محلی خوراک لذیذی است که همیشه مورد توجه گردشگران قرار می‌گیرد.

      Caviar is a delicacy that not everyone can afford.

      خاویار، خوراک اشرافی‌ای است که همه توان خرید آن را ندارند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      caviar and other delicacies

      خاویار و خوراک‌های لذیذ دیگر

      noun uncountable

      ظرافت رفتاری، حساسیت موضوع، دقت در گفتار یا رفتار، لطافت در برخورد، ملاحظه‌کاری

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      He acted with extreme delicacy.

      او با کمال ظرافت رفتار کرد.

      She spoke with the delicacy of someone trying not to offend anyone.

      او با لطافتی صحبت می‌کرد که نشان می‌داد نمی‌خواست کسی را برنجاند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      negotiations of great delicacy

      مذاکرات بسیار حساس

      the delicacy of the political situation

      حساسیت اوضاع سیاسی

      noun uncountable

      ظرافت، شکنندگی، آسیب‌پذیری، حساسیت

      The artist captured the delicacy of the flower petals perfectly.

      هنرمند ظرافت گلبرگ‌های گل را به‌خوبی به تصویر کشیده است.

      The butterfly’s wings are of such delicacy that touching them can cause damage.

      بال‌های پروانه آن‌قدر آسیب‌پذیرند که لمس کردنشان می‌تواند باعث آسیب شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the delicacy of a crystal vase

      ظرافت یک گلدان بلور

      the delicacy of an elderly person's health

      آسیب‌پذیری مزاج شخص سالخورده

      the delicacy of a petal

      نازکی برگ گل

      the delicacy of a baby's skin

      لطافت پوست نوزاد

      noun uncountable

      ظرافت، دقت (در انجام چیزی)

      The surgeon handled the instrument with incredible delicacy.

      جراح با ظرافتی فوق‌العاده ابزار را به‌کار برد.

      The calligrapher’s delicacy in writing each letter was impressive.

      دقت خوشنویس در نوشتن هر حرف تحسین‌برانگیز بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the delicacy of a compass

      دقت‌عمل یک قطب‌نما

      the delicacy of his musical taste

      ظرافت طبع او در موسیقی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد delicacy

      1. noun lack of strength, usually to resist disease
        Synonyms:
        debility frailty weakness fragility decrepitude delicateness feebleness flimsiness fragileness frailness infirmity insubstantiality puniness unsoundness tenderness unsubstantiality weakliness breakableness crackability fissility crumbliness crushability nonrigidity pulpiness sponginess morbidezza unsafeness hazardousness plushiness
      1. noun subtly skillful handling of a situation
        Synonyms:
        discretion diplomacy discreetness finesse
      1. noun daintiness, fineness of structure
        Synonyms:
        weakness lightness softness fragility frailty tenderness elegance slenderness smoothness exquisiteness airiness debility infirmity fineness of structure daintiness tenuity diaphaneity transparency translucency subtlety etherealness gossameriness
        Antonyms:
        heaviness roughness coarseness robustness indelicacy inelegance
      1. noun delicious, gourmet food
        Synonyms:
        treat delight pleasure feast dessert sweet goody relish luxury indulgence morsel tidbit special savory dainty banquet rarity bonne bouche ambrosia nectar

      سوال‌های رایج delicacy

      شکل جمع delicacy چی میشه؟

      شکل جمع delicacy در زبان انگلیسی delicacies است.

      ارجاع به لغت delicacy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «delicacy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/delicacy

      لغات نزدیک delicacy

      • - deliberation
      • - deliberative
      • - delicacy
      • - delicate
      • - delicate subject
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.