گذشتهی ساده:
feastedشکل سوم:
feastedسومشخص مفرد:
feastsوجه وصفی حال:
feastingشکل جمع:
feastsتبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
عید نوروز
عید مذهبی که تاریخ آن متغییر است
after the feast comes the reckoning
کسی که خربزه میخورد، باید پای لرز آن هم بنشیند.
(انگلیس - عامیانه) مهمانی پرسرور، جشن مسرتبخش
چشم چرانی کردن، با تحسین نگاه کردن
(شخص یا رویداد) بههمزنندهی خوشی، عیشزدا
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «feast» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/feast