صفت تفضیلی:
more ephemeralصفت عالی:
most ephemeralزودگذر، ناپایدار، لحظهای، موقت، گذرا
The ephemeral nature of seasonal employment challenges long-term economic planning in rural communities.
ماهیت زودگذر اشتغال فصلی، برنامهریزی اقتصادی بلندمدت در جوامع روستایی را دچار مشکل میکند.
The lecturer explained how ephemeral fluctuations in neuronal activity can influence memory formation.
استاد توضیح داد که چگونه نوسانات لحظهای در فعالیت عصبی میتواند بر شکلگیری حافظه تأثیر بگذارد.
Youth is ephemeral.
جوانی زودگذر است.
His fame was ephemeral.
شهرت او ناپایدار بود.
ephemeral boundaries
مرزهای موقت
the ephemeral glory of a contest winner as compared with the eternal glory of scientific and literary greats
افتخار لحظهای برندهی یک مسابقه در برابر افتخار ابدی بزرگان علم و ادب
زیستشناسی یکروزه، تکروزه، کوتهزی، کمعمر
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی زیستشناسی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Many desert wildflowers are ephemeral, completing their entire life cycle within a single rainy week.
بسیاری از گلهای بیابانی کوتهعمر هستند و کل چرخهی زندگیشان را در طول یک هفتهی بارانی به پایان میرسانند.
Field researchers noted an ephemeral algae bloom that appeared after melting snow and disappeared within two days.
محققان میدانی شکوفهی جلبکی کوتهعمری را ثبت کردند که پساز ذوب برف پدیدار شد و ظرف دو روز ناپدید شد.
In the lab, students recorded each ephemeral by time-stamping its emergence and disappearance within a 24-hour period.
در آزمایشگاه، دانشجویان هر پدیدهی یکروزهای را با ثبت زمانِ ظهور و ناپدید شدن آن در بازهی ۲۴ ساعته ضبط کردند.
ephemeral insects
حشرات کوتهزی
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ephemeral» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ephemeral