آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Passing

    ˈpæsɪŋ ˈpɑːsɪŋ

    گذشته‌ی ساده:

    passed

    شکل سوم:

    passed

    سوم‌شخص مفرد:

    passes

    معنی passing | جمله با passing

    noun adjective adverb uncountable C1

    گذرنده، زودگذر، فانی، بالغ بر، در گذشت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    the passing of winter

    گذشتن زمستان

    the passing of a great man

    مرگ یک مرد بزرگ

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    the passing of a major bill

    تصویب یک لایحه‌ی عمده

    forward passing

    پاس دادن به جلو

    A passing youngster called up to him.

    عابری جوان او را صدا زد.

    passing interest

    علاقه‌ی زودگذر

    the passing fashions in women's clothing

    مدهای زودگذر لباسهای زنانه

    a passing traitor

    خائن به تمام معنی

    passing fair

    بسیار زیبا

    a passing glance

    نگاهی مجمل

    He has only a passing acquaintance with the subject.

    او با این موضوع فقط آشنایی سطحی دارد.

    a passing grade

    نمره‌ی قبولی

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد passing

    1. adjective brief, casual
      Synonyms:
      short quick temporary short-lived momentary fleeting hasty transient casual slight superficial impermanent cursory shallow evanescent transitory fugitive glancing fugacious
      Antonyms:
      permanent long-lasting lasting
    1. noun death
      Synonyms:
      end loss finish decease demise termination sleep dissolution defunction silence
      Antonyms:
      living birth

    Idioms

    in passing

    1- به‌طور سرسری 2- اتفاقاً، در ضمن

    لغات هم‌خانواده passing

    noun
    pass, overpass, passage, passing
    adjective
    passing, passable
    verb - transitive
    pass

    سوال‌های رایج passing

    گذشته‌ی ساده passing چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده passing در زبان انگلیسی passed است.

    شکل سوم passing چی میشه؟

    شکل سوم passing در زبان انگلیسی passed است.

    سوم‌شخص مفرد passing چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد passing در زبان انگلیسی passes است.

    ارجاع به لغت passing

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «passing» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/passing

    لغات نزدیک passing

    • - passible
    • - passim
    • - passing
    • - passing note (or tone)
    • - passing shot
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.