گذشتهی ساده:
demisedشکل سوم:
demisedسومشخص مفرد:
demisesوجه وصفی حال:
demisingشکل جمع:
demisesفوت، مرگ، وفات، ارتحال، درگذشت، موت
Upon his demise, the farm will be divided.
پساز فوت او مزرعه تقسیم خواهد شد.
Scholars continue to debate the precise circumstances that led to the demise of the ancient civilization's last monarch.
دانشمندان همچنان در مورد شرایط دقیقی که منجر به فوت آخرین پادشاه تمدن باستانی شد، بحث میکنند.
پایان، زوال، فنا، نابودی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
That event led to the demise of feudalism.
آن رویداد موجب فنای فئودالیسم شد.
The archaeological evidence suggests that environmental factors contributed significantly to the demise of the ancient civilization.
شواهد باستانشناسی نشان میدهد که عوامل محیطی بهطور قابل توجهی در زوال تمدن باستانی نقش داشتهاند.
مردن، وفات یافتن، درگذشتن
We were all saddened to hear about the demise of our former teacher.
همهی ما از شنیدن خبر فوت معلم سابقمان غمگین شدیم.
Historical records indicate that the monarch demised during a period of significant political upheaval.
سوابق تاریخی نشان میدهد که پادشاه در دورهای از آشفتگی سیاسی قابل توجه فوت کرد.
گذشتهی ساده demise در زبان انگلیسی demised است.
شکل سوم demise در زبان انگلیسی demised است.
شکل جمع demise در زبان انگلیسی demises است.
وجه وصفی حال demise در زبان انگلیسی demising است.
سومشخص مفرد demise در زبان انگلیسی demises است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «demise» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/demise