آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ فروردین ۱۴۰۴

      Death

      deθ deθ deθ deθ

      شکل جمع:

      deaths

      معنی death | جمله با death

      noun countable uncountable B1

      مرگ، درگذشت، فوت

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      condemned to death

      محکوم به مرگ

      the death of our hopes

      از بین رفتن امیدهایمان

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I am sick to death of these kids!

      از دست این بچه‌ها جانم به لب آمده!

      Prisoners were all put to death.

      همه‌ی اسیران را کشتند.

      Many were put to death through his orders.

      عده‌ی بسیاری به دستور او اعدام شدند.

      I am bored to death these days.

      این روزها حسابی حوصله‌ام سر رفته است.

      For me that news was death.

      آن خبر برای من مانند مرگ بود.

      I was frightened to death!

      از ترس زهره‌ام آب شد!

      He worries his parents to death.

      او جان والدینش را از دلواپسی به لب می‌آورد.

      the black death

      طاعون

      the death penalty

      مجازات اعدام

      His death is near.

      اجلش فرا رسیده است.

      Smoking will be the death of him.

      سیگار کشیدن باعث مرگ او خواهد شد.

      Will the telephone lead to the death of letter writing?

      آیا تلفن موجب منسوخ شدن نامه‌نویسی خواهد شد؟

      deaths due to the earthquake

      تلفات ناشی از زلزله

      death certificate

      گواهی فوت

      What was the cause of her death?

      علت مرگ او چه بود؟

      after my mother's death...

      پس از مرگ مادرم ...

      life and death

      مرگ و زندگی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد death

      1. noun end of life
        Synonyms:
        end ending demise passing departure loss termination finish extinction fatality eradication destruction oblivion grave ruin sleep cessation expiration bereavement downfall ruination annihilation release mortality tomb dying exit quietus dissolution curtains darkness passing over afterlife casualty decease extermination finis repose necrosis euthanasia silence eternal rest grim reaper paradise heaven parting
        Antonyms:
        life existence living birth being entity

      Collocations

      be death on

      نابود کردن، ویرانگر بودن، موجب مرگ و نابودی شدن

      fight (or resist, etc.) to the death

      تا سرحد مرگ جنگیدن (یا مقاومت کردن وغیره)

      put to death

      کشتن، دستور کشتن دادن، اعدام کردن

      to death

      تا سرحد مرگ، بسیار، تا به لب آمدن جان

      to the death

      تا سرحد مرگ، تا آخر، همیشه، تا پایان زندگی

      Collocations بیشتر

      on the verge of death

      در آستانه‌ی مرگ، در شرف مرگ، رو به موت، در لحظات پایانی عمر، درحال جان دادن

      Idioms

      at death's door

      در آستانه‌ی مرگ، در شرف موت، جان به لب، در حال نزع

      catch one's death (or catch one's death of cold)

      از سرما سده کردن، سرمای شدید خوردن

      do to death

      1- (قدیمی) کشتن 2- (با به کار بردن بیش از حد) ملال‌انگیز کردن، مبتذل کردن، شورش را درآوردن

      in at the death

      1- حاضر و شاهد کشته شدن شکار توسط سگ‌های شکاری 2- حاضر و شاهد (در پایان یا نقطه‌ی عطف چیزی)

      لغات هم‌خانواده death

      noun
      dead, death, deadliness
      adjective
      dead, deadly, deathly
      verb - transitive
      deaden
      adverb
      deadly, deathly

      سوال‌های رایج death

      شکل جمع death چی میشه؟

      شکل جمع death در زبان انگلیسی deaths است.

      ارجاع به لغت death

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «death» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/death

      لغات نزدیک death

      • - dearth
      • - deasil
      • - death
      • - death bell
      • - death benefit
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.