Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ شهریور ۱۴۰۳

      Dead

      ded ded

      صفت تفضیلی:

      deader

      صفت عالی:

      deadest

      معنی dead | جمله با dead

      adjective A2

      مرده، بی‌حس، کهنه، ترک‌شده، دورافتاده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      dead or alive

      مرده یا زنده

      He has been dead for many years.

      چندین سال است که مرده.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a dead body

      جسد، لاش، بدن مرده، (حیوان) مردار

      a dead plant

      گیاه خشکیده

      dead things like stone and brick

      چیزهای بی‌جان مانند سنگ و آجر

      a dead faint

      غش مرگ مانند

      a dead handshake

      دست دادن از روی سردی

      a dead party

      مهمانی بی‌روح

      His face turned dead white.

      رنگش مثل مرده پرید (سفید شد).

      This beach is quite dead in wintertime.

      زمستان‌ها در این ساحل پرنده‌ای پر نمی‌زند.

      His arm hung dead at his side.

      دستش لمس و بی‌جان در یک طرف آویخته بود.

      My foot has gone dead.

      پایم خواب رفته است (کرخ شده است).

      dead coals

      زغال خاموش (که آتش مرده است)، زغال مرده

      a dead volcano

      آتشفشان خاموش (غیرفعال)

      dead water

      آب راکد

      dead axel

      آسه‌ی ایستا (محوری که چرخ را مستحکم می‌کند؛ ولی آن را به حرکت در نمی‌آورد)، شغالدست

      Mars is a dead planet.

      کره‌ی مریخ عاری از حیات است.

      Latin is a dead language.

      لاتین یک زبان مرده است.

      dead laws

      قوانین منسوخ

      dead soil

      خاک غیرقابل کشت

      dead capital

      سرمایه‌ی خوابیده

      The phone went dead.

      (سیم) تلفن قطع شد.

      a dead wire

      سیم بی‌برق

      a dead battery

      باطری خالی، باطری تمام شده

      He is dead to all reason.

      اصلاً استدلال سرش نمی‌شود.

      He was dead to the world on the bench.

      روی نیمکت به خواب ژرفی فرو رفته بود.

      Suddenly, the radio went dead.

      ناگهان رادیو قطع شد.

      The engine went dead in the middle of the highway.

      در میان جاده موتور از کار افتاد.

      noun countable

      مرده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      the dead and the living

      مردگان و زندگان

      prayer for the dead

      دعای اموات

      adverb

      دقیق، درست، بدون خطا

      dead center

      درست در مرکز

      dead level

      کاملاً مسطح

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a dead stop

      توقف کامل

      dead sure

      بسیار مطمئن

      You are dead right.

      شما کاملاً حق دارید.

      dead ahead

      درست، سر راست، درست سر راه

      dead silence

      سکوت محض

      the dead of winter

      وسط زمستان، شور زمستان

      in the dead of night

      در تاریک‌ترین زمان شب، در وسط شب، بوق سگ

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dead

      1. adjective no longer alive
        Synonyms:
        deceased gone late expired passed away lifeless inert defunct extinct inanimate cold stiff perished no more resting in peace asleep buried spiritless cadaverous breathless unanimated bloodless existent liquidated erased wasted checked out done for offed bought the farm gone to meet maker gone to reward pushing up daisies bereft of life out of one’s misery
        Antonyms:
        alive living existent existing live animated being subsisting
      1. adjective indifferent, cold
        Synonyms:
        boring dull uninteresting cold indifferent flat stale vapid insipid lukewarm spiritless apathetic unresponsive wooden callous insensitive unfeeling numb numbed deadened inert still torpid asleep paralyzed senseless anesthetized glazed frigid
        Antonyms:
        interested responsive warm active spirited animated living live
      1. adjective not working
        Synonyms:
        useless inactive unemployed inoperative inoperable defunct obsolete exhausted tired gone lost vanished worn out spent sterile stagnant still worn wearied bygone departed extinct barren
        Antonyms:
        active working alive live operative animated
      1. adjective complete, total
        Synonyms:
        whole complete total entire perfect absolute outright thorough unconditional final sure utter unqualified downright unmitigated bloody
        Antonyms:
        incomplete unfinished continuing enduring
      1. adverb completely, totally
        Synonyms:
        entirely completely totally directly exactly absolutely straight right wholly due undeviatingly straightly
        Antonyms:
        incompletely

      Collocations

      go dead

      (برق) قطع شدن، (دستگاه) از کار افتادن

      Idioms

      be dead from neck up

      (عامیانه) احمق بودن

      be dead set against something (or be dead against something)

      کاملاً مخالف چیزی بودن

      be dead to something

      قادر به درک یا احساس چیزی نبودن

      dead to the world

      (عامیانه) کاملاً خواب، غرق خواب

      over my dead body

      هرگز (اجازه نخواهم داد)، کاملاً مخالفم

      Idioms بیشتر

      rise (or be raised) from the dead

      زنده شدن یا کردن، رستاخیز کردن

      wouldn't be caught dead

      عمراً کاری را انجام دادن، هیچ علاقه‌ای نداشتن به انجام کاری، تحت‌ هیچ‌ شرایطی حاضر به انجام کاری نبودن، به‌هیچ‌عنوان انجام ندادن

      لغات هم‌خانواده dead

      noun
      dead, death, deadliness
      adjective
      dead, deadly, deathly
      verb - transitive
      deaden
      adverb
      deadly, deathly

      سوال‌های رایج dead

      صفت تفضیلی dead چی میشه؟

      صفت تفضیلی dead در زبان انگلیسی deader است.

      صفت عالی dead چی میشه؟

      صفت عالی dead در زبان انگلیسی deadest است.

      ارجاع به لغت dead

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dead» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/dead

      لغات نزدیک dead

      • - deactivate
      • - deactivation
      • - dead
      • - dead as a doornail
      • - dead ball
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.