آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

      Accident

      ˈæksɪdnt ˈæksɪdnt

      شکل جمع:

      accidents

      معنی accident | جمله با accident

      noun countable A2

      راهنمایی و رانندگی تصادف، حادثه، سانحه، واقعه‌‌، مصیبت، اتفاق (بد)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی راهنمایی و رانندگی

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      He said it was just a little accident and not to worry about it.

      او گفت که فقط اتفاقی کوچک بوده و لازم نیست نگران باشی.

      Be careful with that knife, you don’t want an accident in the kitchen.

      حواست به چاقو باشد؛ نمی‌خواهی که در آشپزخانه حادثه‌ای رخ دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      No one was seriously injured in the accident, thankfully.

      خوشبختانه کسی در این تصادف آسیب ندید.

      a car accident

      تصادف اتومبیل

      to have an accident

      دچار سانحه شدن

      a cerebral accident

      عارضه‌ی مغزی

      noun countable uncountable

      تصادف، اتفاق، شانس، بخت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      That meeting was a pure accident, but it changed my life forever.

      آن ملاقات کاملاً اتفاقی بود، اما زندگی‌ام را برای همیشه تغییر داد.

      Some scientists believe that life on Earth is just a happy accident.

      برخی دانشمندان معتقدند که حیات روی زمین، تصادفی خوشایند است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to meet by accident

      برحسب اتفاق ملاقات کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد accident

      1. noun unexpected, undesirable event; often physically injurious
        Synonyms:
        mishap misfortune disaster setback casualty hazard collision smash calamity blow pileup fluke smashup crack-up fender-bender rear ender total misadventure stack-up wrack-up
        Antonyms:
        plan intention intent necessity provision
      1. noun chance event
        Synonyms:
        luck fortune fate chance happening occurrence occasion circumstance contingency turn fluke fortuity adventure
        Antonyms:
        plan decision calculation decree

      Collocations

      accident insurance

      بیمه‌ی حوادث، بیمه‌ی سوانح

      car accident

      تصادف رانندگی، سانحه‌ی رانندگی، حادثه‌ی رانندگی

      have an accident

      تصادف کردن

      لغات هم‌خانواده accident

      noun
      accident
      adjective
      accidental
      adverb
      accidentally

      سوال‌های رایج accident

      شکل جمع accident چی میشه؟

      شکل جمع accident در زبان انگلیسی accidents است.

      ارجاع به لغت accident

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «accident» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/accident

      لغات نزدیک accident

      • - acciaccatura
      • - accidence
      • - accident
      • - accident insurance
      • - accident-prone
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.