آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ تیر ۱۴۰۴

    Accident

    ˈæksɪdnt ˈæksɪdnt

    شکل جمع:

    accidents

    معنی accident | جمله با accident

    noun countable A2

    تصادف، حادثه، سانحه، واقعه‌‌، مصیبت، اتفاق (بد)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

    مشاهده

    He said it was just a little accident and not to worry about it.

    او گفت که فقط اتفاقی کوچک بوده و لازم نیست نگران باشی.

    Be careful with that knife, you don’t want an accident in the kitchen.

    حواست به چاقو باشد؛ نمی‌خواهی که در آشپزخانه حادثه‌ای رخ دهد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    No one was seriously injured in the accident, thankfully.

    خوشبختانه کسی در این تصادف آسیب ندید.

    a car accident

    تصادف اتومبیل

    to have an accident

    دچار سانحه شدن

    a cerebral accident

    عارضه‌ی مغزی

    noun countable uncountable

    تصادف، اتفاق، شانس، بخت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    That meeting was a pure accident, but it changed my life forever.

    آن ملاقات کاملاً اتفاقی بود، اما زندگی‌ام را برای همیشه تغییر داد.

    Some scientists believe that life on Earth is just a happy accident.

    برخی دانشمندان معتقدند که حیات روی زمین، تصادفی خوشایند است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    to meet by accident

    برحسب اتفاق ملاقات کردن

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد accident

    1. noun unexpected, undesirable event; often physically injurious
      Synonyms:
      mishap misfortune disaster setback casualty hazard collision smash calamity blow pileup fluke smashup crack-up fender-bender rear ender total misadventure stack-up wrack-up
      Antonyms:
      plan intention intent necessity provision
    1. noun chance event
      Synonyms:
      luck fortune fate chance happening occurrence occasion circumstance contingency turn fluke fortuity adventure
      Antonyms:
      plan decision calculation decree

    Collocations

    accident insurance

    بیمه‌ی حوادث، بیمه‌ی سوانح

    car accident

    تصادف رانندگی، سانحه‌ی رانندگی، حادثه‌ی رانندگی

    have an accident

    تصادف کردن

    لغات هم‌خانواده accident

    noun
    accident
    adjective
    accidental
    adverb
    accidentally

    سوال‌های رایج accident

    شکل جمع accident چی میشه؟

    شکل جمع accident در زبان انگلیسی accidents است.

    ارجاع به لغت accident

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «accident» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/accident

    لغات نزدیک accident

    • - acciaccatura
    • - accidence
    • - accident
    • - accident insurance
    • - accident-prone
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    band-aid badly need bacteria back and forth available to start work automatically authoritatively authenticator authentic audacious at-home Apr ardent are aren't اقتدار نام کاربری مقتدر صفیر نام‌نویسی ثنا صنم نکس نصب نگران نمناک نمونه‌کار نوشابه سپک‌تاکرا وان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.