آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ تیر ۱۴۰۴

      Chug

      tʃʌɡ tʃʌɡ

      گذشته‌ی ساده:

      chugged

      شکل سوم:

      chugged

      سوم‌شخص مفرد:

      chugs

      وجه وصفی حال:

      chugging

      شکل جمع:

      chugs

      معنی chug | جمله با chug

      verb - intransitive

      پت‌پت کردن (ماشین و موتور و غیره)، پت‌پت‌کنان رفتن (اتومبیل و قطار و غیره)

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The locomotive was chugging up the hill.

      لوکوموتیو پت‌پت‌کنان از تپه بالا می‌رفت.

      The boat chugged through the calm waters of the lake.

      قایق در میان آب‌های آرام دریاچه پت‌پت می‌کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A motorboat came chugging toward us.

      یک قایق موتوری پت‌پت‌کنان به‌سوی ما آمد.

      noun countable

      پت‌پت (صدا)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      I could hear the chug of the generator from the other room.

      صدای پت‌پت ژنراتور را از اتاق دیگر می‌شنیدم.

      The old truck made a loud chug as it struggled to climb up the steep hill.

      در حالی که کامیون قدیمی تلاش می‌کرد از تپه‌ی شیب‌دار بالا برود، صدای پت‌پت بلندی از آن به گوش رسید.

      slang verb - transitive

      سر کشیدن، لاجرعه نوشیدن (نوشیدنی)

      He chugged an entire bottle of water.

      او یک بطری کامل آب را سر کشید.

      She chugged her morning coffee.

      قهوه‌ی صبح خود را لاجرعه نوشید.

      noun countable

      آمیزواج چاگ (سگ ترکیبی شی‌واوا و پاگ)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی آمیزواج

      مشاهده

      Chugs often get along well with children and other pets.

      چاگ‌ها معمولاً با کودکان و سایر حیوانات خانگی خوب کنار می‌آیند.

      Chugs are small, affectionate, and make great apartment pets.

      چاگ‌ها سگ‌هایی کوچک، مهربان و مناسب زندگی آپارتمانی هستند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد chug

      1. verb drink quickly
        Synonyms:
        down drink in one draft chug-a-lug

      سوال‌های رایج chug

      گذشته‌ی ساده chug چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده chug در زبان انگلیسی chugged است.

      شکل سوم chug چی میشه؟

      شکل سوم chug در زبان انگلیسی chugged است.

      شکل جمع chug چی میشه؟

      شکل جمع chug در زبان انگلیسی chugs است.

      وجه وصفی حال chug چی میشه؟

      وجه وصفی حال chug در زبان انگلیسی chugging است.

      سوم‌شخص مفرد chug چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد chug در زبان انگلیسی chugs است.

      ارجاع به لغت chug

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «chug» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/chug

      لغات نزدیک chug

      • - chuffed
      • - chuffy
      • - chug
      • - chug-a-lug
      • - chukar
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.