آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ مرداد ۱۴۰۴

    Deactivation

    diˌæktɪˈveɪʃn ˌdiːæktɪˈveɪʃn

    معنی deactivation

    noun

    بی‌اثر‌سازی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد deactivation

    1. noun breaking up a military unit (by transfers or discharges)
      Synonyms:
      inactivation
    1. noun the act of deactivating or making ineffective (as a bomb)
      Synonyms:
      defusing
      Antonyms:
      activation

    سوال‌های رایج deactivation

    معنی deactivation به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «deactivation» در زبان فارسی به «غیرفعال‌سازی» یا «از کار انداختن» ترجمه می‌شود.

    این واژه به فرایندی اشاره دارد که در آن یک سیستم، حساب کاربری، ابزار یا حتی یک ماده شیمیایی از حالت فعال و کارکرد عادی خود خارج می‌شود. «غیرفعال‌سازی» معمولاً موقتی است، اما بسته به زمینه، می‌تواند دائمی هم باشد.

    در حوزه‌ی فناوری و فضای دیجیتال، «deactivation» بیش از هر جایی شنیده می‌شود. وقتی یک فرد حساب کاربری خود را در شبکه‌های اجتماعی یا یک نرم‌افزار غیرفعال می‌کند، اطلاعات او همچنان حفظ می‌شود اما حساب به طور موقت غیرقابل دسترس است. این تفاوت مهمی با «حذف کامل» یا همان «deletion» دارد، زیرا در حالت غیرفعال‌سازی امکان بازگشت و فعال‌سازی مجدد وجود دارد. برای مثال، فردی ممکن است حسابش را به دلایل شخصی مدتی غیرفعال کند و بعد دوباره به آن بازگردد.

    در علوم شیمی و فیزیک نیز این واژه کاربرد خاصی دارد. «Deactivation» می‌تواند به معنای کاهش یا توقف فعالیت یک ماده یا یک کاتالیزور باشد. در اینجا غیرفعال‌سازی به دلایلی مانند تغییر شرایط دما، فشار یا ورود یک ماده‌ی دیگر رخ می‌دهد. چنین تغییری می‌تواند موقتی یا دائمی باشد و در بسیاری از فرآیندهای صنعتی اهمیت حیاتی دارد. در واقع، کنترل غیرفعال‌سازی در این علوم برای حفظ کارایی و پایداری سیستم‌ها ضروری است.

    در زندگی روزمره، این واژه ممکن است برای ابزارها و دستگاه‌ها نیز استفاده شود. برای نمونه، وقتی یک کارت بانکی مسدود یا غیرفعال می‌شود، دیگر امکان تراکنش با آن وجود ندارد تا زمانی که دوباره فعال‌سازی صورت گیرد. یا در حوزه‌ی امنیتی، غیرفعال‌سازی یک کد یا سیستم حفاظتی به معنای از کار انداختن موقت آن است. این کاربرد نشان می‌دهد که «deactivation» مفهومی بسیار گسترده دارد و در بسیاری از عرصه‌ها قابل استفاده است.

    «deactivation» را می‌توان عملی دانست که میان حالت فعال و حذف کامل قرار دارد. این مفهوم نوعی وقفه یا توقف کنترل‌شده را توصیف می‌کند که هم امکان بازگشت را فراهم می‌آورد و هم از کارکرد آنی جلوگیری می‌کند. اهمیت این واژه در انعطاف‌پذیری آن است؛ چرا که در حوزه‌های دیجیتال، علمی و عملی، ابزاری برای مدیریت و کنترل فعالیت‌ها محسوب می‌شود. به همین دلیل، «غیرفعال‌سازی» در دنیای مدرن به یک اصطلاح کلیدی تبدیل شده است.

    ارجاع به لغت deactivation

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «deactivation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/deactivation

    لغات نزدیک deactivation

    • - deaconship
    • - deactivate
    • - deactivation
    • - dead
    • - dead as a doornail
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.