تاریکی، خاموشی، ظلمت، سیاهی (بینوری)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
The explorers lit a torch to see through the darkness of the cave.
کاوشگران، مشعلی روشن کردند تا در خاموشی، غار را ببینند.
As night fell, the forest was swallowed by darkness.
با فرا رسیدن شب، جنگل در ظلمت فرو رفت.
تیرگی، سیاهی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The coffee’s darkness indicates a strong, rich flavor.
تیرگی قهوه، نشاندهندهی طعمی قوی و غنی است.
The artist adjusted the darkness of the paint to create depth in the portrait.
هنرمند، تیرگی رنگ روغن را تنظیم کرد تا عمق بیشتری در پرتره ایجاد شود.
غم، افسردگی، غمگینی، ناامیدی
The darkness in the film’s atmosphere created a sense of suspense and fear.
غمگینی فضای فیلم باعث ایجاد حس تعلیق و ترس شد.
He retreated into darkness after the failure of his business.
پساز شکست کسبوکارش، او به افسردگی پناه برد.
تاریکی، شرارت، سیاهی، پلیدی
Psychologists study the darkness of the human mind to understand violent behavior.
روانشناسان تاریکی ذات انسان را مطالعه میکنند تا رفتارهای خشونتآمیز را درک کنند.
Crimes like these reveal the depth of human darkness and corruption.
چنین جنایاتی، عمق شرارت و فساد انسان را آشکار میکند.
نیروهای اهریمنی، قدرتهای شیطانی
under the cover of night (or darkness)
در پوشش تاریکی شب
better to light a candle than to curse the darkness
به جای شکوه و انتقاد باید کار مثبت کرد
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «darkness» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/darkness