فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Daytime

ˈdeɪtaɪm ˈdeɪtaɪm
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    daytimes

معنی و نمونه‌جمله

  • noun uncountable B2
    روز، هنگام روز، مدت روز
    • - Some forests are dark even in the daytime.
    • - برخی جنگل‌ها حتی در روز هم تاریک‌اند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد daytime

  1. noun The time after sunrise and before sunset while it is light outside
    Synonyms: day, daylight

ارجاع به لغت daytime

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «daytime» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/daytime

لغات نزدیک daytime

پیشنهاد بهبود معانی