آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Rotatory

ˈroʊtətəri ˈrəʊtətəri

معنی rotatory | جمله با rotatory

adjective

چرخشی، دوار، گردشی، دورانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

Rotatory motion plays a crucial role in many mechanical and biological systems.

حرکت دورانی در بسیاری از سامانه‌های مکانیکی و زیستی نقش اساسی دارد.

The rotatory movement of the planets around the sun is governed by gravity.

حرکت چرخشی سیارات به دور خورشید تحت‌تأثیر نیروی گرانش است.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت rotatory

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «rotatory» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rotatory

لغات نزدیک rotatory

پیشنهاد بهبود معانی