آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ شهریور ۱۴۰۳

      Day

      deɪ deɪ

      شکل جمع:

      days

      معنی day | جمله با day

      noun countable A1

      روز، یوم

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      What day is today?

      امروز چه روزی است؟

      five days ago

      پنج روز پیش

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It has been raining for days.

      چندین روز است که باران می‌آید.

      three times a day

      روزی سه بار، سه بار در روز

      a work(ing) day and a holiday

      روز کار و روز تعطیل

      all day

      همه‌ی روز

      every day

      هر روز

      What is he doing these days?

      این روزها چه می‌کند؟

      In Shakespeare's day, female roles were played by boys.

      در روزگار شکسپیر پسرها نقش زن‌ها را بازی می‌کردند.

      in the early days of the film industry

      در نخستین روزهای صنعت فیلمبرداری

      the main problem of the present day

      مسئله‌ی اصلی عصر حاضر

      New Year's Day

      روز عید

      Thanksgiving Day

      روز شگرگزاری

      He has had his day.

      دوران او سرآمده است.

      to spend one's days in study

      ایام خود را به مطالعه گذراندن

      This drugstore is open night and day.

      این داروخانه شبانه‌روز باز است.

      Day by day, I am falling more in love with you.

      هر روز که می‌گذرد، بیشتر عاشقت می‌شوم.

      It rained day in, day out!

      یک روز نشد که باران نیاید!

      My baby's smile makes my day.

      لبخند کودکم روز مرا روشن می‌کند.

      You will be old too one day.

      روزی تو هم پیر خواهی شد.

      Today is one of those days; nothing seems to go my way!

      امروز یکی از آن روزهاست، هیچ کاری بر وفق مرادم انجام نمی‌شود!

      Tomorrow will be one year to the day since she died.

      فردا درست یک سال است که مرده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد day

      1. noun light part of every 24 hours
        Synonyms:
        daytime daylight light sunshine sunlight bright working day diurnal course dawn-to-dark sunrise-to-sunset astronomical day mean solar day light of day nautical day sidereal day early bright
        Antonyms:
        night evening
      1. noun era
        Synonyms:
        time period age term generation epoch cycle years height prime zenith heyday ascendancy

      Collocations

      day and night

      روزوشب، شب‌وروز، شبانه‌روز، بی‌وقفه، مدام

      from day to day

      1- از روزی به روز دیگر 2- بدون فکر آتیه، بدون امید، بدون پس‌انداز

      in this day and age

      در این دوره و زمانه

      one day (or some day or one of these days)

      روزی

      sunny day

      روز آفتابی

      Idioms

      any day now

      به زودی، همین روزها

      call it a day

      دست از کار کشیدن. تصمیم یا توافق به دست کشیدن از کاری

      day after day

      هر روز، همه‌روزه، دائماً، روزبه‌روز

      day and night

      روزوشب، شب‌وروز، شبانه‌روز، بی‌وقفه، مدام

      day by day

      روزبه‌روز

      Idioms بیشتر

      day in, day out

      (در مورد چیزهای خسته‌کننده و ملال‌آور) به‌طور همیشگی، دائماً، مکرراً، به‌طور یکنواخت، (عامیانه) همیشه‌ی خدا

      in this day and age

      در این دور و زمانه، این روزها

      make a day of it

      (عامیانه) تمام روز را صرف کاری کردن

      make one's day

      (عامیانه) دلشاد کردن

      (امریکا - عامیانه)روز کسی را موفقیت‌آمیز کردن

      one of those days

      یکی از آن روزهای کذایی، روز بدبیاری

      that'll be the day

      (عامیانه) هرگز، احتمال ندارد، بعید است

      those were the days!

      خوشا به حال آن روزها!، چه روزهایی!

      to the day

      درست (به احتساب دقیق روز)

      win the day (lose the day)

      (نبرد یا مسابقه و غیره) بردن، چیره شدن (باختن، مغلوب شدن)

      لغات هم‌خانواده day

      noun
      day, midday
      adjective
      daily
      adverb
      daily

      سوال‌های رایج day

      شکل جمع day چی میشه؟

      شکل جمع day در زبان انگلیسی days است.

      ارجاع به لغت day

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «day» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/day

      لغات نزدیک day

      • - dawn chorus
      • - dawn redwood
      • - day
      • - day after day
      • - day and night
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.