آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Bright

      braɪt braɪt

      صفت تفضیلی:

      brighter

      صفت عالی:

      brightest

      معنی bright | جمله با bright

      noun adjective adverb countable B1

      تابناک، روشن، درخشان، تابان، آفتابی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      a bright smile

      لبخندی پرنشاط

      He has a bright outlook on life.

      بینش او نسبت به زندگی خوش‌بینانه است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It was a bright sunny day.

      روزی روشن و آفتابی بود.

      Bright light hurts my eyes.

      نور درخشان چشم مرا می‌آزارد.

      Her eyes were bright blue.

      چشمان او آبی روشن بود.

      adjective

      زرنگ، باهوش

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      He was very bright.

      او بسیار باهوش و زرنگ بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bright

      1. adjective shining, glowing in appearance
        Synonyms:
        shining glowing light illuminated gleaming brilliant radiant sparkling blazing burning sunny golden glittering glossy shiny lighted intense dazzling flashing luminous polished burnished silvery mirrorlike twinkling alight aglow irradiated ablaze incandescent lambent limpid moonlit phosphorescent scintillating shimmering resplendent fulgent fulgid effulgent relucent glaring auroral argent beaming coruscating illumined
        Antonyms:
        dark dull dreary somber obscure
      1. adjective sunny, clear (weather)
        Synonyms:
        fair clear pleasant sunny cloudless mild favorable unclouded lucid limpid pellucid transparent translucent clement
        Antonyms:
        dark cloudy gloomy black dreary dusky murky
      1. adjective intelligent
        Synonyms:
        smart clever intelligent sharp quick keen brainy brilliant alert aware knowing acute discerning ingenious inventive astute quick-witted clear-headed wide-awake precocious having smarts eggheaded whiz kid einstein
        Antonyms:
        stupid unintelligent dull unaware
      1. adjective hopeful, promising
        Synonyms:
        good encouraging optimistic promising favorable auspicious cheering rosy golden excellent benign breezy palmy airy
        Antonyms:
        unpromising depressing threatening horrible
      1. adjective cheerful
        Synonyms:
        happy merry jolly glad cheerful lively joyful lighthearted animated spirited gay vivacious joyous genial optimistic alert sprightly keen sanguine
        Antonyms:
        unhappy depressed gloomy dreary doleful depressing
      1. adjective famous, outstanding
        Synonyms:
        prominent remarkable distinguished eminent glorious splendid illustrious magnificent
        Antonyms:
        typical normal
      1. adjective vivid in color
        Synonyms:
        colorful rich deep clear intense fresh sharp brave tinted tinged hued colored showy flashy gay ruddy brilliant glitzy psychedelic razzle-dazzle
        Antonyms:
        pale light pastel

      Collocations

      a bright idea

      عقیده یا پیشنهاد بدیع و خوب

      bright and early

      صبح زود، زود و مشتاق، سحرخیز و سرحال

      the future is bright

      آینده درخشان است

      Idioms

      look on the bright side

      جنبه‌های مثبت چیزی را درنظر گرفتن

      سوال‌های رایج bright

      صفت تفضیلی bright چی میشه؟

      صفت تفضیلی bright در زبان انگلیسی brighter است.

      صفت عالی bright چی میشه؟

      صفت عالی bright در زبان انگلیسی brightest است.

      ارجاع به لغت bright

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bright» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bright

      لغات نزدیک bright

      • - brigandine
      • - brigantine
      • - bright
      • - bright and early
      • - bright colour
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.