با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Discerning

dɪˈsɜrːnɪŋ dɪˈsɜːnɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    discerned
  • شکل سوم:

    discerned
  • سوم شخص مفرد:

    discerns
  • adjective
    فهمیده، بینا
    • - one of the discerning notables
    • - یکی از بزرگان اهل تمیز
    • - a discerning critic
    • - هنرسنج پردرایت
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد discerning

  1. adjective discriminating
    Synonyms: acute, astute, bright, brilliant, clear-sighted, clever, critical, gnostic, ingenious, insighted, insightful, intelligent, judicious, knowing, knowledgeable, penetrating, perceptive, percipient, perspicacious, piercing, sagacious, sage, sensitive, sharp, shrewd, subtle, wise
    Antonyms: disregardful, neglectful, negligent, overlooking, undiscerning, undiscriminating

ارجاع به لغت discerning

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «discerning» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/discerning

لغات نزدیک discerning

پیشنهاد و بهبود معانی