صفت تفضیلی:
more cleverصفت عالی:
most cleverباهوش، زرنگ، زیرک، بااستعداد، چابک، رند، ناقلا
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
Betty is as clever as her brother Tom.
بتی مثل برادرش تام باهوش است.
It is obvious that she is very clever.
مشخص است که او خیلی بااستعداد است.
His cleverness was apparent at an early age.
زیرکی او از کودکی آشکار بود.
He would cleverly avoid his creditors.
او با زرنگی از گیر طلبکاران خود فرار میکرد.
ماهر، تردست، استاد
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He is a clever carpenter who can build furniture without any plans.
او نجار ماهری است که میتواند بدون هیچ نقشهای مبلمان بسازد.
The clever surgeon performed the complex operation flawlessly.
جراح ماهر عمل پیچیده را بینقص انجام داد.
A clever mechanic fixed the old car in just a few hours.
مکانیک تردست ماشین قدیمی را در عرض چند ساعت تعمیر کرد.
زبردستانه، ماهرانه، خوبطراحیشده
a clever book
کتابی که زبردستانه (ماهرانه) نگاشته شده است
That is a clever solution to the problem.
این یک راهحل خوبطراحیشده برای مشکل است.
انگلیسی بریتانیایی هوشمندانه، زیرکانه، رندانه
a clever answer
پاسخ زیرکانه
a clever joke
شوخی رندانه
(انگلیس - عامیانه - با تداعی منفی) خیلی زرنگ، مرد رند، نیرنگ باز، اهل شیله پیله
صفت تفضیلی clever در زبان انگلیسی more clever است.
صفت عالی clever در زبان انگلیسی most clever است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «clever» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/clever