آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ تیر ۱۴۰۵

      Clever

      ˈklevər ˈklevə

      صفت تفضیلی:

      more clever

      صفت عالی:

      most clever

      معنی clever | جمله با clever

      adjective A1

      باهوش، زرنگ، زیرک، بااستعداد، چابک، رند، ناقلا

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Betty is as clever as her brother Tom.

      بتی مثل برادرش تام باهوش است.

      It is obvious that she is very clever.

      مشخص است که او خیلی بااستعداد است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His cleverness was apparent at an early age.

      زیرکی او از کودکی آشکار بود.

      He would cleverly avoid his creditors.

      او با زرنگی از گیر طلبکاران خود فرار می‌کرد.

      adjective

      ماهر، تردست، استاد

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      He is a clever carpenter who can build furniture without any plans.

      او نجار ماهری است که می‌تواند بدون هیچ نقشه‌ای مبلمان بسازد.

      The clever surgeon performed the complex operation flawlessly.

      جراح ماهر عمل پیچیده را بی‌نقص انجام داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A clever mechanic fixed the old car in just a few hours.

      مکانیک تردست ماشین قدیمی را در عرض چند ساعت تعمیر کرد.

      adjective B1

      زبردستانه، ماهرانه، خوب‌طراحی‌شده

      a clever book

      کتابی که زبردستانه (ماهرانه) نگاشته شده است

      That is a clever solution to the problem.

      این یک راه‌حل خوب‌طراحی‌شده برای مشکل است.

      adjective

      انگلیسی بریتانیایی هوشمندانه، زیرکانه، رندانه

      a clever answer

      پاسخ زیرکانه

      a clever joke

      شوخی رندانه

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد clever

      1. adjective bright, ingenious
        Synonyms:
        smart intelligent able good apt quick-witted bright sharp adroit ingenious skilled capable wise talented expert astute proficient resourceful discerning keen shrewd knowledgeable brainy gifted sensible rational dexterous inventive sagacious versatile competent canny savvy cagey handy nimble slick sly deep alert pretty knowing qualified quick on the trigger nobody's fool crackerjack egghead foxy many-sided pro skillful sprightly witty
        Antonyms:
        stupid foolish ignorant naive awkward senseless unclever

      Idioms

      too clever by half

      (انگلیس - عامیانه - با تداعی منفی) خیلی زرنگ، مرد رند، نیرنگ باز، اهل شیله پیله

      سوال‌های رایج clever

      صفت تفضیلی clever چی میشه؟

      صفت تفضیلی clever در زبان انگلیسی more clever است.

      صفت عالی clever چی میشه؟

      صفت عالی clever در زبان انگلیسی most clever است.

      ارجاع به لغت clever

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «clever» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/clever

      لغات نزدیک clever

      • - cleveite
      • - cleveland
      • - clever
      • - cleverly
      • - cleverness
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      on delicate ground optimization optimist pajamas ain't algorithm allude altimeter amazing degree of accuracy amphictyony analyzer as such atropine aureole auscultation سرنوشت سرکوبگر سفارتخانه سفارش دادن سنگین سوت زدن سوزاندن سپر اتومبیل سیاره سیب‌زمینی‌سرخ‌کرده سیل شاد شاهنامه شب‌زنده‌دار شخصیت اصلی داستان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.