آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۶ فروردین ۱۳۹۹

    Slick

    slɪk slɪk

    معنی slick | جمله با slick

    noun verb - transitive adjective

    سطح صاف، سطح صیقلی، لیز، ساده، مطلق، ماهر، صاف، نرم، یک دست، نرم و صاف کردن، یکدست کردن، جذاب

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    With a flat spoon, he slicked up the surface of the dough.

    با یک قاشق پهن سطح خمیر را صاف کرد.

    They spent a lot of money slicking up that old house.

    پول زیادی خرج نوسازی آن خانه‌ی قدیمی کردند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Dressed as if they were slicked up for a wedding.

    طوری شیک لباس پوشیده بودند که گویی می‌خواستند عروسی بروند.

    the slick surface of your dining table

    سطح صاف و براق میز ناهارخوری شما

    All roads are now slick with ice.

    اکنون یخ همه‌ی جاده‌ها را لیز کرده است.

    a slick alibi

    بهانه‌ی حیله‌آمیز

    a slick man of weak principles

    مردی حیله‌گر که به اخلاقیات پایبند نیست

    a slick style of writing

    سبک نگارش روان و بی‌محتوا

    Oil slicks could be seen all over the Persian Gulf.

    در سرتاسر خلیج فارس لکه‌های نفت دیده می‌شد.

    My car skidded on the slick road.

    اتومبیلم در جاده‌ی لیز سر خورد.

    Her picture appeared in many slicks.

    عکس او در چندین مجله‌ی پر‌زرق‌وبرق ظاهر شد.

    slick technical perfection

    تعالی فنی ماهرانه

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد slick

    1. adjective smooth, polished
      Synonyms:
      shiny glossy slippery sleek oily greasy soapy icy sleeky lubricious slithery oleaginous
      Antonyms:
      rough coarse unpolished
    1. adjective smart, clever
      Synonyms:
      clever sharp quick wise skillful shrewd knowing adroit deft dextrous sly cagey canny smooth glib urbane sophisticated foxy plausible specious professional smooth-spoken streetwise meretricious unctuous
      Antonyms:
      stupid unintelligent unclever clumsy amateurish

    ارجاع به لغت slick

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «slick» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/slick

    لغات نزدیک slick

    • - slice bar
    • - slicing
    • - slick
    • - slick ear
    • - slickenside
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    forfeiture fordo foremost awakening Jesus Christ me mrs position chasten Dom chaparral update appetizing aerosol convenience بی ریش آیلتس بیابان بی‌خود بیرون مد روز بیسکویت ترد بیهوش کردن بیل بی‌تاب بی‌تابی بی‌تربیت بی‌حس بی‌خبر بی‌خیال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.