صفت تفضیلی:
shinierصفت عالی:
shiniestآبوهوا صیقلی، براق، آفتابی، درخشان، پرنور
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی آبوهوا
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
a shiny night
یک شب روشن
a warm and shiny day
یک روز گرم و آفتابی
shiny shoes
کفشهای براق
a new shiny coin
یک سکهی نو و براق
She polished the apple until it was bright and shiny.
او سیب را آنقدر پاک کرد تا کاملاً روشن و براق شد.
He bought a pair of shiny black leather shoes for the wedding.
او یک جفت کفش چرمی سیاه و براق برای عروسی خرید.
This face wash is designed to control oily skin and prevent a shiny forehead.
این شویندهی صورت برای کنترل پوست چرب و جلوگیری از براق شدن پیشانی طراحی شده است.
The healthy diet made the horse's coat smooth and shiny.
رژیم غذایی سالم باعث شد موهای (پوشش) اسب نرم و براق شود.
صفت تفضیلی shiny در زبان انگلیسی shinier است.
صفت عالی shiny در زبان انگلیسی shiniest است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «shiny» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/shiny