آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Occasionally

əˈkeɪʒnəli əˈkeɪʒnəli

معنی occasionally | جمله با occasionally

adverb B2

گه‌گاه، گاه‌و‌بیگاه، بعضی از اوقات

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

I visit him occasionally.

گه‌گاه او را ملاقات می‌کنم.

Employees may occasionally receive bonus payments

کارمندان گاهی اوقات ممکن است پاداش بگیرند

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد occasionally

لغات هم‌خانواده occasionally

  • adverb
    occasionally

سوال‌های رایج occasionally

معنی occasionally به فارسی چی می‌شه؟

کلمه‌ی occasionally در زبان فارسی به «گاه‌به‌گاه»، «گاهی»، «هر از چندگاهی» یا «به‌صورت گاه‌وبیگاه» ترجمه می‌شود.

این واژه قیدی است که بسامد وقوع یک عمل یا رویداد را نشان می‌دهد؛ یعنی چیزی نه همیشه رخ می‌دهد، نه به‌کلی نادر است، بلکه در فواصل زمانی نامنظم و با تکرار کم اتفاق می‌افتد. این مفهوم در زبان انگلیسی برای بیان موقعیت‌هایی به کار می‌رود که رخداد آن‌ها ثابت، منظم یا دائمی نیست.

در کاربرد روزمره، occasionally برای بیان فعالیت‌هایی به کار می‌رود که فرد گاهی انجام می‌دهد؛ مانند تفریح، سفرهای کوتاه، تماس با دوستان یا پرداختن به سرگرمی‌های خاص. این واژه نوعی بی‌نظمی طبیعی را در زمان‌بندی نشان می‌دهد و بر این نکته تأکید می‌کند که عمل مورد نظر بخشی از روال همیشگی زندگی نیست، اما به طور کامل حذف‌شده نیز محسوب نمی‌شود. بنابراین، استفاده از occasionally نوعی بیان دقیق و مودبانه درباره‌ی میزان تکرار امور است.

در متون رسمی و علمی، occasionally می‌تواند برای توصیف رفتارها، شرایط یا پدیده‌هایی به کار رود که در مطالعات میدانی، گزارش‌های تخصصی یا مشاهدات آماری با بسامد کم رخ می‌دهند. این کاربرد به پژوهشگران اجازه می‌دهد تا بین وقوع نادر (rarely) و وقوع معمول (usually) تمایز برقرار کنند. به عبارت دیگر، occasionally به عنوان یک شاخص آماریِ کیفی، توصیفی قابل اتکا از روندهای غیرمداوم ارائه می‌دهد.

از نظر ارتباطات انسانی، occasionally کاربرد مهمی در انتقال لحنی متعادل و انعطاف‌پذیر دارد. بیان اینکه فرد occasionally کاری را انجام می‌دهد، اغلب نشان‌دهنده‌ی نوعی تعادل میان علاقه و ضرورت است. برای مثال، فرد ممکن است بگوید «من occasionally ورزش می‌کنم»، که هم علاقه‌ی او را نشان می‌دهد و هم محدودیت زمانی یا اولویت‌های دیگر را بازتاب می‌دهد. این واژه در تعاملات رسمی نیز لحنی نرم و غیرقطعی ایجاد می‌کند و از قطعیت‌های غیرضروری دوری می‌نماید.

occasionally واژه‌ای است که مفهوم «تکرار کم اما واقعی» را به شکلی دقیق و ظریف بیان می‌کند. این واژه علاوه بر کاربردهای روزمره، در حوزه‌های علمی، ادبی و ارتباطی نیز نقش مهمی در دقت‌ بخشیدن به معنا دارد. استفاده از آن اجازه می‌دهد تا فرد یا نویسنده، بدون ایجاد اغراق یا ابهام، بسامد یک رفتار یا رویداد را روشن سازد و این موضوع آن را به یکی از قیدهای پرکاربرد و ارزشمند در زبان انگلیسی تبدیل کرده است.

ارجاع به لغت occasionally

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «occasionally» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/occasionally

لغات نزدیک occasionally

پیشنهاد بهبود معانی