آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ مرداد ۱۴۰۴

      Regularly

      ˈreɡ·jə·lər·li ˈreɡjələli

      معنی regularly | جمله با regularly

      adverb

      اغلب، غالبا، به‌کرات

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      The shop is regularly inspected for quality control.

      این فروشگاه مکرراً برای کنترل کیفیت بازرسی می‌شود.

      This bus route is regularly used by students.

      این مسیر اتوبوس غالباً توسط دانشجویان استفاده می‌شود.

      adverb B1

      به‌‌طور منظم، در فواصل مساوی، به‌طور مرتب، مرتباً

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      The buses arrive regularly every 15 minutes.

      اتوبوس‌ها به‌طور منظم هر ۱۵ دقیقه یک‌بار می‌رسند.

      We meet regularly every Monday morning.

      ما به‌طور مرتب هر دوشنبه صبح ملاقات می‌کنیم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد regularly

      1. adverb in an expected or customary manner; for the most part
        Synonyms:
        usually generally normally typically often frequently commonly routinely habitually consistently customarily naturally on-a-regular-basis
        Antonyms:
        irregularly
      1. adjective as a matter of usual practice
        Synonyms:
        usually commonly ordinarily frequently routinely habitually repeatedly customarily conventionally as a matter of course as-a-rule systematically automatically religiously faithfully punctually orthodoxly mechanically right along unchangingly tirelessly recurrently without once missing
      1. adjective with little or no deviation
        Synonyms:
        always constantly continually invariably typically daily hourly weekly monthly annually seasonally periodically evenly exactly steadily ceaselessly incessantly perpetually rhythmically normally methodically monotonously mechanically cyclically redundantly at regular intervals over and over again time-and-time-again day after day like-clockwork day in and day out diurnally unbrokenly
        Antonyms:
        irregularly unevenly erratically

      لغات هم‌خانواده regularly

      noun
      regular, regularity, regularization
      adjective
      regular
      verb - transitive
      regularize
      adverb
      regularly

      ارجاع به لغت regularly

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «regularly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/regularly

      لغات نزدیک regularly

      • - regularize
      • - regularizer
      • - regularly
      • - regulate
      • - regulater
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      تفاوت rule و law چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      national basketball outdoor basketball pro basketball professional basketball varsity basketball wheelchair basketball basketball bakery brave wanton raster mason iiwi amend hairbrush برتری‌گرایانه کپک برون جهیدن برون‌راند ارسطو اوستا ضمانت کوشایی عهد لوپوس خودایمنی بیماری خودایمنی فمینیسم برکنارسازی برگشت خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.