آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ مرداد ۱۴۰۴

      Annually

      ˈænjuəli ˈænjuəli

      معنی annually

      adverb B2

      سالیانه، سالانه، هر ساله، سالی، در سال

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد annually

      1. adverb occurring, done yearly
        Synonyms:
        every year each year per year once a year year after year per annum by the year

      لغات هم‌خانواده annually

      noun
      annual
      adjective
      annual
      adverb
      annually

      سوال‌های رایج annually

      معنی annually به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «annually» در زبان فارسی به «سالانه» یا «هر سال» ترجمه می‌شود.

      «Annually» قیدی است که به انجام یا وقوع یک رویداد، فعالیت یا فرایند به صورت یک‌بار در هر سال اشاره دارد. این واژه در متون رسمی، علمی، اقتصادی و حتی روزمره به‌وفور به کار می‌رود و به‌طور دقیق زمان‌بندی یک اتفاق را مشخص می‌کند. استفاده از «annually» به‌ویژه زمانی اهمیت دارد که لازم باشد رویدادها یا تغییرات در بازه‌های زمانی منظم و تکرارشونده توصیف شوند.

      در زمینه‌های اقتصادی و مالی، «annually» اغلب برای بیان نرخ‌ها، درآمدها یا گزارش‌های دوره‌ای به کار می‌رود. به عنوان مثال، وقتی گفته می‌شود «This company grows its revenue annually by 5%»، منظور این است که درآمد شرکت هر سال حدود پنج درصد افزایش پیدا می‌کند. این کاربرد به سرمایه‌گذاران، مدیران و تحلیلگران کمک می‌کند تا الگوهای رشد یا افت یک کسب‌وکار را در بازه‌های زمانی مشخص ارزیابی کنند.

      در حوزه‌های آموزشی و سازمانی نیز «annually» اهمیت زیادی دارد. بسیاری از آزمون‌ها، کنفرانس‌ها، نشست‌ها یا ارزیابی‌های عملکرد به صورت سالانه برگزار می‌شوند. این نظم زمانی به برنامه‌ریزی دقیق‌تر کمک می‌کند و باعث می‌شود افراد و نهادها بتوانند فعالیت‌های خود را بر اساس یک چرخه مشخص تنظیم کنند. برای مثال، یک دانشگاه ممکن است «annually» گزارش عملکرد علمی و پژوهشی خود را منتشر کند تا وضعیت پیشرفت و نقاط قوت یا ضعف مشخص شوند.

      در زندگی روزمره، «annually» در برنامه‌ریزی‌های شخصی و خانوادگی هم کاربرد دارد. کارهایی مثل معاینه پزشکی کامل، تمدید بیمه، پرداخت مالیات یا حتی برخی جشن‌ها و مراسم خانوادگی، غالباً بر اساس چرخه سالانه برنامه‌ریزی می‌شوند. استفاده از این واژه در چنین مواردی حس نظم و تداوم ایجاد می‌کند و به مخاطب کمک می‌کند تا بازه زمانی مورد نظر را به روشنی درک کند.

      از نظر زبان‌شناختی، «annually» ریشه در واژه لاتین «annus» به معنای «سال» دارد و شکل قیدی آن در زبان انگلیسی به‌گونه‌ای است که با افزودن پسوند «-ly» به صفت «annual» ساخته شده است. این پیشینه زبانی نشان می‌دهد که چگونه مفاهیم مرتبط با زمان در زبان‌ها ماندگار می‌شوند و در قالب‌های مختلف دستوری برای بیان دقت بیشتر در ارتباطات به کار می‌روند.

      ارجاع به لغت annually

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «annually» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/annually

      لغات نزدیک annually

      • - annual turnover
      • - annualize
      • - annually
      • - annuitant
      • - annuity
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.