آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ شهریور ۱۴۰۴

      Automatically

      ˌɑːt̬əˈmæt̬ɪkli ˌɔːtəˈmætɪkli

      معنی automatically

      adverb B2

      خودبه‌خود، به‌طور خودکار، به‌طور غیرارادی، بصورت خودکار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد automatically

      1. adverb in a mechanical manner; by a mechanism
        Synonyms:
        mechanically

      لغات هم‌خانواده automatically

      noun
      automation
      adjective
      automatic, automated
      adverb
      automatically

      سوال‌های رایج automatically

      معنی automatically به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Automatically» در زبان فارسی به «به‌طور خودکار» ترجمه می‌شود.

      «Automatically» برای توصیف عملی استفاده می‌شود که بدون دخالت مستقیم انسان، با تنظیمات قبلی، برنامه یا مکانیزم طبیعی انجام می‌شود. این واژه نشان‌دهنده‌ی فرآیندی است که به صورت خودجوش، منظم و بدون نیاز به تصمیم‌گیری لحظه‌ای اجرا می‌شود. برای مثال، وقتی گفته می‌شود «The doors open automatically»، منظور این است که درها بدون نیاز به فشار دادن دستگیره یا دستور شخصی، باز می‌شوند و عمل باز شدن خودکار آن‌ها به صورت مکانیکی یا الکترونیکی انجام می‌گیرد.

      از نظر تکنولوژی و علم، مفهوم «automatically» در بسیاری از سیستم‌ها، دستگاه‌ها و نرم‌افزارها اهمیت دارد. اتوماسیون یا خودکارسازی فرایندها باعث افزایش کارایی، کاهش خطاهای انسانی و صرفه‌جویی در زمان می‌شود. به عنوان مثال، سیستم‌های روشنایی، ماشین‌آلات صنعتی، نرم‌افزارهای مدیریت داده و حتی ایمیل‌های برنامه‌ریزی شده می‌توانند به صورت خودکار عمل کنند و بدون دخالت مستقیم، وظایف مشخصی را انجام دهند.

      از منظر روان‌شناختی، «automatically» می‌تواند به رفتارها و واکنش‌های ناخودآگاه انسان نیز اشاره داشته باشد. بسیاری از اعمال روزمره مانند تنفس، قدم زدن یا حتی واکنش‌های احساسی در شرایط خاص به صورت خودکار انجام می‌شوند. این ویژگی نشان می‌دهد که بسیاری از فرآیندها در زندگی انسان بدون نیاز به تصمیم‌گیری آگاهانه جریان دارند و بخشی از کارکرد طبیعی بدن و ذهن محسوب می‌شوند.

      در کاربردهای روزمره، «automatically» نه تنها در زمینه‌های فنی، بلکه در مکالمات روزمره و نوشتارهای مختلف نیز استفاده می‌شود. برای مثال، فردی می‌تواند بگوید «I automatically knew something was wrong» که معنای آن این است که بدون فکر کردن یا تحلیل آگاهانه، احساس کرد که مشکلی وجود دارد. این استفاده نشان می‌دهد که واژه توانایی انتقال معناهای گسترده، از حرکت فیزیکی تا فرآیندهای ذهنی، را دارد.

      «automatically» مفهومی است که هم در زندگی روزمره و هم در فناوری و علوم کاربردی اهمیت دارد. این واژه یادآور قابلیت انجام وظایف بدون دخالت مستقیم انسان، کاهش تلاش و افزایش کارایی است و نشان می‌دهد که بسیاری از فرایندها، چه طبیعی و چه ماشینی، می‌توانند به صورت خودکار و منظم انجام شوند.

      ارجاع به لغت automatically

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «automatically» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/automatically

      لغات نزدیک automatically

      • - automatic testing
      • - automatic timer
      • - automatically
      • - automaticity
      • - automation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.