آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Automatic

      ˌɑːt̬əˈmæt̬ɪk ˌɔːtəˈmætɪk

      شکل جمع:

      automatics

      معنی automatic | جمله با automatic

      adjective B2

      غیر ارادی، خودکار، ناخودآگاه، ناهشیارانه، عادتی، از روی خو

      For most of us breathing is automatic.

      برای اکثر ما نفس کشیدن غیرارادی است.

      an automatic gesture

      حرکت از روی عادت

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He automatically turned left and opened the door.

      او ناخودآگاهانه به طرف چپ چرخید و در را گشود.

      When workers retire, they automatically cease to be union members.

      وقتی که کارگران بازنشسته می‌شوند، خودبه‌خود از عضویت در اتحادیه برکنار می‌گردند.

      noun countable

      دستگاه خودکار ، مربوط به ماشینهای خودکار، (اتومبیل) دنده اتوماتیک، (جنگ افزار) خودکار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      automatic landing gear

      (در هواپیما) دستگاه فرود خودکار

      automatic machinery

      ماشین آلات خودکار

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      automatic rifle

      تفنگ خودکار (مسلسل مانند)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد automatic

      1. adjective done or made by machine
        Synonyms:
        mechanical motorized electric electronic automated mechanized robotic self-regulating self-starting self-moving
        Antonyms:
        manual by hand
      1. adjective done by habit
        Synonyms:
        habitual routine instinctive natural spontaneous reflex involuntary unconscious mechanical perfunctory impulsive unthinking intuitive unintentional unwilled instinctual unforced unmeditated knee-jerk autogenetic
        Antonyms:
        thought-out
      1. adjective occurring as natural consequence
        Synonyms:
        necessary inevitable unavoidable certain assured inescapable routine
        Antonyms:
        unnatural stilted

      Collocations

      automatic data processing

      پردازش خودکار داده‌ها

      لغات هم‌خانواده automatic

      noun
      automation
      adjective
      automatic, automated
      adverb
      automatically

      سوال‌های رایج automatic

      شکل جمع automatic چی میشه؟

      شکل جمع automatic در زبان انگلیسی automatics است.

      ارجاع به لغت automatic

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «automatic» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/automatic

      لغات نزدیک automatic

      • - automated
      • - automated decision-making
      • - automatic
      • - automatic car
      • - automatic check
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.