آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

    Habitual

    həˈbɪtʃuəl həˈbɪtʃuəl

    صفت تفضیلی:

    more habitual

    صفت عالی:

    most habitual

    معنی habitual | جمله با habitual

    adjective

    (وابسته به خوی یا عادت) عادتی، خویی، منشی

    she started her habitual crying.

    او گریه‌ی خود را بر حسب عادت سر داد.

    He's a habitual smoker, he always has a cigarette while having dinner.

    او یک سیگاری بر حسب عادت است، او همیشه هنگام شام خوردن سیگار می‌کشد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    His drinking had become habitual.

    مشروب نوشیدنش تبدیل به عادت شد.

    adjective

    عادی، به‌روال، همیشگی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    he sat on his habitual seat at the head of the table.

    او در جای همیشگی خود در صدر میز نشست.

    adjective

    (ناشی از عادت یا اعتیاد) ریشه‌دار، دیرینه

    one of those habitual gamblers

    یکی از آن قمار بازهای قهار

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد habitual

    1. adjective usual, established
      Synonyms:
      common ordinary familiar normal regular accepted standard frequent constant established traditional customary repeated chronic steady perpetual automatic fixed recurrent systematic methodical confirmed routine practiced accustomed natural wonted hardened persistent rooted ingrained set continual mechanical inveterate disciplined seasoned addicted cyclic iterated repetitious addicting reiterative iterative
      Antonyms:
      unusual rare occasional uncommon infrequent intermittent unestablished seldom inhabitual

    لغات هم‌خانواده habitual

    noun
    habit, habitue
    adjective
    habitual
    verb - transitive
    habituate
    adverb
    habitually

    سوال‌های رایج habitual

    صفت تفضیلی habitual چی میشه؟

    صفت تفضیلی habitual در زبان انگلیسی more habitual است.

    صفت عالی habitual چی میشه؟

    صفت عالی habitual در زبان انگلیسی most habitual است.

    ارجاع به لغت habitual

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «habitual» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/habitual

    لغات نزدیک habitual

    • - habitat
    • - habitation
    • - habitual
    • - habitually
    • - habituate
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    festa fiercely filmmaker finally financial cynically deadwood dearly Dec deciding delulu demonstrator desirability desperately ventromedial مقدار تغذیه مبالغه اغیار ادغام اسیر حجامت حجت احوال اخص عربده بیسبال پیلاتس تجاوز تیراندازی با کمان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.