آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ آبان ۱۳۹۹

      Occasional

      əˈkeɪʒnəl əˈkeɪʒnəl

      معنی occasional | جمله با occasional

      adjective C1

      وابسته به‌ فرصت یا موقعیت، مربوط به بعضی از مواقع

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      An occasional table.

      میزی که در مواقع به‌خصوص به کار می‌رود.

      adjective

      گه‌گاه، گاه‌گدار، نه‌همیشه، گاه‌و‌بی‌گاه، چند وقت یکبار، گه‌گاهی، سببی، به ندرت، کم

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      Their visits were occasional and brief.

      ملاقات‌های آن‌ها چندوقت یک‌بار و مختصر بود.

      There were occasional rains too.

      گاه‌وگداری باران هم می‌آمد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He is an occasional smoker.

      او گه‌گاهی سیگار می‌کشد.

      He takes an occasional leave of absence.

      او به‌ندرت از مرخصی بدون حقوق استفاده می‌کند.

      An occasional fisherman.

      کسی که گاه‌گاهی ماهیگیری می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد occasional

      1. adjective irregular, sporadic
        Synonyms:
        uncommon unusual rare infrequent sporadic intermittent random odd few scarce seldom not habitual off and on incidental desultory casual particular specific special exclusive exceptional especial
        Antonyms:
        regular frequent usual constant steady

      لغات هم‌خانواده occasional

      noun
      occasion
      adjective
      occasional
      adverb
      occasionally

      ارجاع به لغت occasional

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «occasional» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/occasional

      لغات نزدیک occasional

      • - Occam's razor
      • - occasion
      • - occasional
      • - occasional twinge
      • - occasionalism
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      famously fastness fatally feign felicitous dance floor dali dada cytoplasm CYT cut through red tape contentiously correction Corp. contained تینر جامع جایگزین جزیره جلال سوزاک شکایت کردن فحش دادن قالی لمس کردن مادرشوهر ماندن مشکو مونث هزارپا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.