شکل جمع:
randomsصفت تفضیلی:
more randomصفت عالی:
most randomتصادفی، اتفاقی، شانسی
The lottery numbers are chosen completely at random, so everyone has an equal chance of winning.
اعداد قرعهکشی کاملاً شانسی انتخاب میشوند، بنابراین همه شانس برابری برای برنده شدن دارند.
Researchers employed a random sampling methodology to ensure the demographic representation of participants in their study on urban migration patterns.
محققان از روش نمونهگیری تصادفی برای اطمینان از نمایش جمعیتشناختی شرکتکنندگان در مطالعهی خود در مورد الگوهای مهاجرت شهری استفاده کردند.
We selected a random sample of 100 students from the university.
ما نمونهای تصادفی از ۱۰۰ دانشجو از دانشگاه انتخاب کردیم.
a random encounter
برخورد تصادفی
random distribution
پخش بختی، توزیع تصادفی
to draw the winning numbers out of the box at random
شمارههای برنده را بهطور تصادفی از داخل جعبه در آوردن
a random assortment of books
مجموعهی نامرتبی از کتب
عجیبوغریب، غیرعادی، غیرمنتظره، بیدلیل، بیربط
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He has a habit of doing random things that surprise everyone.
عادت داره کارهای عجیبوغریب بکنه که همه رو شوکه میکنه.
The speaker introduced a random anecdote about ancient pottery, which seemed unrelated to the main topic of urban planning.
سخنران یک حکایت بیربط در مورد سفالگری باستانی مطرح کرد که به نظر میرسید به موضوع اصلی برنامهریزی شهری بیارتباط است.
Why did you say that? It was so random!
چرا اینو گفتی؟ خیلی بیربط و غیرمنتظره بود!
ناشناس، غریبه
She started talking to some random guy she just met.
شروع کرد به صحبت کردن با یه نفر ناشناس که تازه دیده بود.
The study involved surveying a random selection of individuals from diverse socioeconomic backgrounds to ensure unbiased data collection.
این مطالعه شامل نظرسنجی از افراد ناشناس و منتخب از پیشینههای اجتماعی-اقتصادی گوناگون بود تا از جمعآوری دادههای بیطرفانه اطمینان حاصل شود.
Why did you bring some random people to the party?
چرا چندتا آدم غریبه آوردی مهمونی؟
آدم ناشناس، آدم غریبه، فرد بیربط
There were a bunch of randoms hanging around the café.
چندتا آدم ناشناس دور کافه میچرخیدند.
In analyzing the social dynamics of urban environments, it is crucial to consider how the presence of a random, unconnected person can influence public perception and behavior in a given space.
در تحلیل پویاییهای اجتماعی محیطهای شهری، بسیار مهم است که در نظر گرفته شود چگونه حضور یک فرد غریبه میتواند بر ادراک عمومی و رفتار در یک فضای مشخص تأثیر بگذارد.
Don’t just hire randoms; find professionals for the job.
فقط آدم بیربط استخدام نکن؛ دنبال حرفهایها باش.
بدون الگو، بینظم، بدون هدف، بیهدف، بدون منظور، بیمنظور، بدون هماهنگی
While some argue that creativity is a random process of inspiration, others contend it involves systematic exploration and refinement.
درحالیکه برخی معتقدند خلاقیت فرآیندی بیهدف از الهام است، برخی دیگر استدلال میکنند که شامل کاوش و پالایش سیستماتیک میشود.
The children's drawings were a random collection of lines and shapes, without any discernible pattern.
نقاشیهای کودکان مجموعهای بینظم از خطوط و اشکال بود؛ بدون هیچ الگوی قابل تشخیصی.
The mad man fired at the crowd at random.
مرد دیوانه بیهدف بهطرف جمعیت تیراندازی کرد.
Random investment is a sure way of getting minimum results.
سرمایهگذاری بدون هدف راه مطمئنی است برای کسب حداقل بازده.
a kitten's random play with a ball
بازی بیهدفانهی بچه گربه با گوی
a random remark
اظهار بدون منظور خاص
بهطور تصادفی، بهطور اتفاقی، بهطور شانسی، تصادفاً
The children were allowed to choose their play equipment at random, which led to some interesting combinations.
به بچهها اجازه داده شد که وسایل بازی خود را بهطور تصادفی انتخاب کنند که منجر به ترکیبات جالبی شد.
Researchers often select participants at random for surveys to ensure the representativeness of their sample population.
محققان اغلب شرکتکنندگان را بهطور شانسی برای نظرسنجیها انتخاب میکنند تا از نمایندگی جمعیت نمونهی خود اطمینان حاصل کنند.
randomly selected numbers
اعدادی که بهطور تصادفی انتخاب شدهاند
بهطور تصادفی، بدون نقشه یا انتخاب
کلمهی «Random» در زبان فارسی به «تصادفی» ترجمه میشود.
واژهی تصادفی به رویدادی یا انتخابی اشاره دارد که بر اساس هیچ قاعده، الگو یا برنامه مشخصی صورت نمیگیرد و نتیجه آن قابل پیشبینی نیست. این مفهوم در علوم مختلف، به ویژه ریاضیات، آمار، کامپیوتر و فیزیک اهمیت زیادی دارد و به فرآیندهایی گفته میشود که از نظر وقوع هر حالت، احتمال یکسان یا متغیری دارند. برای مثال، پرتاب تاس یا قرعهکشی نمونههایی از فرآیندهای تصادفی هستند.
در ریاضیات و آمار، مفاهیم تصادفی پایه و اساس نظریه احتمال و فرآیندهای تصادفی را تشکیل میدهند. انتخابهای random به معنای انتخابهایی است که هیچگونه الگوی قابل پیشبینی ندارند و در تحلیل دادهها، آزمون فرضها و مدلسازیهای آماری از اهمیت ویژهای برخوردارند. بسیاری از مدلهای علمی و مهندسی برای بررسی پدیدههای پیچیده و غیرقطعی، به دادهها و پارامترهای تصادفی وابستهاند.
در علوم کامپیوتر، الگوریتمهای random نقش کلیدی در امنیت، رمزنگاری، شبیهسازیها و بهینهسازی دارند. بهعنوان مثال، تولید اعداد تصادفی برای ایجاد رمزهای عبور امن یا انجام شبیهسازیهای مونتکارلو کاربرد دارد. انتخاب random در برنامهنویسی باعث میشود برنامهها انعطافپذیرتر و غیرقابل پیشبینیتر شوند.
در زندگی روزمره، کلمهی random به معنی انجام کاری یا انتخاب چیزی بدون برنامهریزی یا هدف مشخص نیز بهکار میرود. وقتی میگوییم یک تصمیم یا انتخاب random بوده، یعنی آن کار بدون فکر قبلی، برنامه یا قاعده خاصی انجام شده است. این کاربرد بیشتر در گفتوگوهای غیررسمی دیده میشود.
از نظر فرهنگی و اجتماعی، تصادفی بودن برخی اتفاقات زندگی یادآور این است که جهان و زندگی همیشه قابل پیشبینی نیستند و در آنها عنصر شانس و احتمال نقش مهمی دارد. این دیدگاه میتواند باعث پذیرش بهتر تغییرات ناگهانی و موقعیتهای غیرمنتظره در زندگی شود و به کاهش اضطراب ناشی از نیاز به کنترل همه چیز کمک کند.
کلمهی random یا تصادفی، مفهومی است که نشاندهندهی عدم قطعیت، عدم برنامهریزی و پیشبینیناپذیری در بسیاری از حوزههای زندگی و علم است. این واژه یادآور پیچیدگی و تنوع جهان پیرامون ماست که نمیتوان همیشه همه چیز را تحت کنترل داشت یا پیشبینی کرد.
صفت تفضیلی random در زبان انگلیسی more random است.
صفت عالی random در زبان انگلیسی most random است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «random» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/random