آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

      Random

      ˈrændəm ˈrændəm

      شکل جمع:

      randoms

      صفت تفضیلی:

      more random

      صفت عالی:

      most random

      معنی random | جمله با random

      adjective C1

      تصادفی، اتفاقی، شانسی

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The lottery numbers are chosen completely at random, so everyone has an equal chance of winning.

      اعداد قرعه‌کشی کاملاً شانسی انتخاب می‌شوند، بنابراین همه شانس برابری برای برنده شدن دارند.

      Researchers employed a random sampling methodology to ensure the demographic representation of participants in their study on urban migration patterns.

      محققان از روش نمونه‌گیری تصادفی برای اطمینان از نمایش جمعیت‌شناختی شرکت‌کنندگان در مطالعه‌ی خود در مورد الگوهای مهاجرت شهری استفاده کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We selected a random sample of 100 students from the university.

      ما نمونه‌ای تصادفی از ۱۰۰ دانشجو از دانشگاه انتخاب کردیم.

      a random encounter

      برخورد تصادفی

      random distribution

      پخش بختی، توزیع تصادفی

      to draw the winning numbers out of the box at random

      شماره‌های برنده را به‌طور تصادفی از داخل جعبه در آوردن

      a random assortment of books

      مجموعه‌ی نامرتبی از کتب

      adjective informal C1

      عجیب‌وغریب، غیرعادی، غیرمنتظره، بی‌دلیل، بی‌ربط

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      He has a habit of doing random things that surprise everyone.

      عادت داره کارهای عجیب‌وغریب بکنه که همه رو شوکه می‌کنه.

      The speaker introduced a random anecdote about ancient pottery, which seemed unrelated to the main topic of urban planning.

      سخنران یک حکایت بی‌ربط در مورد سفالگری باستانی مطرح کرد که به نظر می‌رسید به موضوع اصلی برنامه‌ریزی شهری بی‌ارتباط است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Why did you say that? It was so random!

      چرا اینو گفتی؟ خیلی بی‌ربط و غیرمنتظره بود!

      adjective informal

      ناشناس، غریبه

      She started talking to some random guy she just met.

      شروع کرد به صحبت کردن با یه نفر ناشناس که تازه دیده بود.

      The study involved surveying a random selection of individuals from diverse socioeconomic backgrounds to ensure unbiased data collection.

      این مطالعه شامل نظرسنجی از افراد ناشناس و منتخب از پیشینه‌های اجتماعی-اقتصادی گوناگون بود تا از جمع‌آوری داده‌های بی‌طرفانه اطمینان حاصل شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Why did you bring some random people to the party?

      چرا چندتا آدم غریبه آوردی مهمونی؟

      noun countable informal

      آدم ناشناس، آدم غریبه، فرد بی‌ربط

      There were a bunch of randoms hanging around the café.

      چندتا آدم ناشناس دور کافه می‌چرخیدند.

      In analyzing the social dynamics of urban environments, it is crucial to consider how the presence of a random, unconnected person can influence public perception and behavior in a given space.

      در تحلیل پویایی‌های اجتماعی محیط‌های شهری، بسیار مهم است که در نظر گرفته شود چگونه حضور یک فرد غریبه می‌تواند بر ادراک عمومی و رفتار در یک فضای مشخص تأثیر بگذارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Don’t just hire randoms; find professionals for the job.

      فقط آدم بی‌ربط استخدام نکن؛ دنبال حرفه‌ای‌ها باش.

      adjective B2

      بدون الگو، بی‌نظم، بدون هدف، بی‌هدف، بدون منظور، بی‌منظور، بدون هماهنگی

      While some argue that creativity is a random process of inspiration, others contend it involves systematic exploration and refinement.

      درحالی‌که برخی معتقدند خلاقیت فرآیندی بی‌هدف از الهام است، برخی دیگر استدلال می‌کنند که شامل کاوش و پالایش سیستماتیک می‌شود.

      The children's drawings were a random collection of lines and shapes, without any discernible pattern.

      نقاشی‌های کودکان مجموعه‌ای بی‌نظم از خطوط و اشکال بود؛ بدون هیچ الگوی قابل تشخیصی.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The mad man fired at the crowd at random.

      مرد دیوانه بی‌هدف به‌طرف جمعیت تیراندازی کرد.

      Random investment is a sure way of getting minimum results.

      سرمایه‌گذاری بدون هدف راه مطمئنی است برای کسب حداقل بازده.

      a kitten's random play with a ball

      بازی بی‌هدفانه‌ی بچه گربه با گوی

      a random remark

      اظهار بدون منظور خاص

      adverb

      به‌طور تصادفی، به‌طور اتفاقی، به‌طور شانسی، تصادفاً

      The children were allowed to choose their play equipment at random, which led to some interesting combinations.

      به بچه‌ها اجازه داده شد که وسایل بازی خود را به‌طور تصادفی انتخاب کنند که منجر به ترکیبات جالبی شد.

      Researchers often select participants at random for surveys to ensure the representativeness of their sample population.

      محققان اغلب شرکت‌کنندگان را به‌طور شانسی برای نظرسنجی‌ها انتخاب می‌کنند تا از نمایندگی جمعیت نمونه‌ی خود اطمینان حاصل کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      randomly selected numbers

      اعدادی که به‌طور تصادفی انتخاب شده‌اند

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد random

      1. adjective haphazard, chance
        Synonyms:
        accidental casual arbitrary fortuitous aimless unplanned chance purposeless stray promiscuous unpremeditated contingent desultory irregular incidental unaimed designless driftless objectless unconsidered slapdash hit-or-miss adventitious fluky spot odd indiscriminate
        Antonyms:
        specific definite systematic methodical particular

      Collocations

      at random

      به‌طور تصادفی، بدون نقشه یا انتخاب

      لغات هم‌خانواده random

      noun
      randomness
      adjective
      random
      adverb
      randomly

      سوال‌های رایج random

      معنی random به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Random» در زبان فارسی به «تصادفی» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی تصادفی به رویدادی یا انتخابی اشاره دارد که بر اساس هیچ قاعده، الگو یا برنامه مشخصی صورت نمی‌گیرد و نتیجه آن قابل پیش‌بینی نیست. این مفهوم در علوم مختلف، به ویژه ریاضیات، آمار، کامپیوتر و فیزیک اهمیت زیادی دارد و به فرآیندهایی گفته می‌شود که از نظر وقوع هر حالت، احتمال یکسان یا متغیری دارند. برای مثال، پرتاب تاس یا قرعه‌کشی نمونه‌هایی از فرآیندهای تصادفی هستند.

      در ریاضیات و آمار، مفاهیم تصادفی پایه و اساس نظریه احتمال و فرآیندهای تصادفی را تشکیل می‌دهند. انتخاب‌های random به معنای انتخاب‌هایی است که هیچ‌گونه الگوی قابل پیش‌بینی ندارند و در تحلیل داده‌ها، آزمون فرض‌ها و مدل‌سازی‌های آماری از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. بسیاری از مدل‌های علمی و مهندسی برای بررسی پدیده‌های پیچیده و غیرقطعی، به داده‌ها و پارامترهای تصادفی وابسته‌اند.

      در علوم کامپیوتر، الگوریتم‌های random نقش کلیدی در امنیت، رمزنگاری، شبیه‌سازی‌ها و بهینه‌سازی دارند. به‌عنوان مثال، تولید اعداد تصادفی برای ایجاد رمزهای عبور امن یا انجام شبیه‌سازی‌های مونت‌کارلو کاربرد دارد. انتخاب random در برنامه‌نویسی باعث می‌شود برنامه‌ها انعطاف‌پذیرتر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر شوند.

      در زندگی روزمره، کلمه‌ی random به معنی انجام کاری یا انتخاب چیزی بدون برنامه‌ریزی یا هدف مشخص نیز به‌کار می‌رود. وقتی می‌گوییم یک تصمیم یا انتخاب random بوده، یعنی آن کار بدون فکر قبلی، برنامه یا قاعده خاصی انجام شده است. این کاربرد بیشتر در گفت‌وگوهای غیررسمی دیده می‌شود.

      از نظر فرهنگی و اجتماعی، تصادفی بودن برخی اتفاقات زندگی یادآور این است که جهان و زندگی همیشه قابل پیش‌بینی نیستند و در آن‌ها عنصر شانس و احتمال نقش مهمی دارد. این دیدگاه می‌تواند باعث پذیرش بهتر تغییرات ناگهانی و موقعیت‌های غیرمنتظره در زندگی شود و به کاهش اضطراب ناشی از نیاز به کنترل همه چیز کمک کند.

      کلمه‌ی random یا تصادفی، مفهومی است که نشان‌دهنده‌ی عدم قطعیت، عدم برنامه‌ریزی و پیش‌بینی‌ناپذیری در بسیاری از حوزه‌های زندگی و علم است. این واژه یادآور پیچیدگی و تنوع جهان پیرامون ماست که نمی‌توان همیشه همه چیز را تحت کنترل داشت یا پیش‌بینی کرد.

      صفت تفضیلی random چی میشه؟

      صفت تفضیلی random در زبان انگلیسی more random است.

      صفت عالی random چی میشه؟

      صفت عالی random در زبان انگلیسی most random است.

      ارجاع به لغت random

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «random» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/random

      لغات نزدیک random

      • - randal or randall
      • - randolph
      • - random
      • - random error
      • - random forest
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      تفاوت rule و law چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      national basketball outdoor basketball pro basketball professional basketball varsity basketball wheelchair basketball basketball bakery brave wanton raster mason iiwi amend hairbrush برتری‌گرایانه کپک برون جهیدن برون‌راند ارسطو اوستا ضمانت کوشایی عهد لوپوس خودایمنی بیماری خودایمنی فمینیسم برکنارسازی برگشت خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.