صفت تفضیلی:
more promiscuousصفت عالی:
most promiscuousهرزه، بیبندوبار (در امور جنسی)
The rumor spread quickly that he had been leading a rather promiscuous lifestyle.
شایعه بهسرعت پخش شد که او زندگی نسبتاً بیبندوباری داشته است.
Sociological studies often examine the perceived societal consequences of promiscuous sexual activity within various cultural contexts.
مطالعات جامعهشناسی اغلب پیامدهای اجتماعی درکشده فعالیت جنسی بیبندوبار را در زمینههای فرهنگی مختلف بررسی میکنند.
Given the rising rates of sexually transmitted infections, public health campaigns frequently address the risks associated with promiscuous sexual encounters.
باتوجه به افزایش نرخ عفونتهای مقاربتی، کمپینهای بهداشت عمومی مکرراً به خطرات مرتبط با برخوردهای جنسی بیبندوبار میپردازند.
بیقیدوبند، بیهدف، بیبرنامه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
His approach to data collection was rather promiscuous, gathering information without a clear strategy.
رویکرد او به جمعآوری دادهها نسبتاً بیهدف بود و اطلاعات را بدون استراتژی مشخصی جمعآوری میکرد.
The promiscuous application of technological solutions without a comprehensive understanding of societal impact can lead to unforeseen complications.
کاربرد بیقیدوبند راهحلهای فناورانه بدون درک جامع از تأثیرات اجتماعی میتواند به عوارض پیشبینینشدهای منجر شود.
The indiscriminate or promiscuous spread of information on social media platforms poses significant challenges to discerning factual content.
انتشار بیبرنامهی اطلاعات در پلتفرمهای رسانههای اجتماعی چالشهای قابل توجهی را برای تشخیص محتوای واقعی ایجاد میکند.
صفت تفضیلی promiscuous در زبان انگلیسی more promiscuous است.
صفت عالی promiscuous در زبان انگلیسی most promiscuous است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «promiscuous» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/promiscuous