با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Licentious

laɪˈsenʃəs laɪˈsenʃəs
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more licentious
  • صفت عالی:

    most licentious
  • adjective
    بی‌بندوبار، لگام‌گسیخته، هرزه (از نظر اخلاقی و جنسی)
    • - Despite her reputation as a prim and proper lady, she had a secret licentious side that only a few close friends knew about.
    • - علی‌رغم شهرتش به عنوان بانویی عصاقورت‌داده، جنبه‌ای بی‌بندوبار داشت که تنها چند دوست صمیمی از آن اطلاع داشتند.
    • - The rumors about his licentious lifestyle were spreading like wildfire.
    • - شایعات در مورد سبک زندگی لگام‌گسیخته‌اش مانند آتش در حال گسترش بود.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد licentious

  1. adjective immoral, uncontrolled
    Synonyms: abandoned, amoral, animal, carnal, corrupt, debauched, depraved, desirous, disorderly, dissolute, fast, fast and loose, fleshly, impure, incontinent, in the fast lane, lascivious, lax, lecherous, lewd, libertine, libidinous, lickerish, loose, lubricious, lustful, oversexed, profligate, promiscuous, relaxed, reprobate, salacious, satyric, scabrous, sensual, swinging, unconstrained, uncontrollable, uncurbed, unmoral, unprincipled, unruly, wanton
    Antonyms: chaste, controlled, good, innocent, moral

ارجاع به لغت licentious

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «licentious» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/licentious

لغات نزدیک licentious

پیشنهاد و بهبود معانی