آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Innocent

      ˈɪnəsnt ˈɪnəsnt

      شکل جمع:

      innocents

      صفت تفضیلی:

      more innocent

      صفت عالی:

      most innocent

      معنی innocent | جمله با innocent

      adjective B2

      (از نظر مذهبی) بی‌گناه، بی‌معصیت، بی‌تقصیر، مبرا

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      The judge pronounced him innocent.

      قاضی بی‌گناهی‌اش را اعلام کرد.

      adjective

      زودباور، زودگول، گولو، نادان، بی‌خبر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      He was completely innocent of the trouble he had caused.

      او به‌طورکامل از دردسری که درست کرده بود، بی‌خبر بود.

      adjective

      صاف و ساده، ساده‌دل، ساده‌لوح، بی‌شیله پیله، بی‌ریا

      Innocents abroad.

      ساده‌لوحانی که به خارج رفته‌اند.

      innocent of adornment

      بدون تزیین

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      When it comes to money he is not as innocent as he looks.

      در مورد پول آن‌قدرها هم که به‌نظر می‌آید، ساده‌لوح نیست.

      adjective

      حقوق بی‌تقصیر، بی‌بزه، نابزهکار، ناخطاکار

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده
      adjective

      بی‌ضرر، بی‌زیان، خوش خیم، بی‌آزار، بی‌خطر

      innocent vanity

      غرور بی‌ضرر

      an innocent tumor

      غده‌ی خوش‌خیم

      adjective

      مقدس، معصوم، خوش جنس، پاک‌نهاد، نیکوسرشت

      his innocent heart

      قلب پاک او

      adjective

      عاری از، فاقد، بدون

      He is completely innocent of mathematics.

      او اصلاً از ریاضیات سر در نمی‌آورد.

      noun countable

      آدم بی‌گناه، آدم ساده، آدم معصوم

      two innocents

      دو آدم بی‌گناه

      The innocent shall go to heaven and the sinful to hell.

      بی‌گناهان به بهشت و گناهکاران به دوزخ خواهند رفت.

      noun countable

      آدم تازه‌کار و بی‌تجربه

      noun

      اسم خاص مذکر (نام چند تن از پاپ های اعظم)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد innocent

      1. adjective blameless
        Synonyms:
        guiltless faultless clear immaculate pure spotless clean righteous honest safe good upright exemplary irreproachable unblemished untainted stainless lawful legal legitimate inculpable uncensurable impeccable unimpeachable above suspicion not guilty guilt-free unoffending untarnished chaste virtuous sinless incorrupt cleanhanded free of pristine impeccant uninvolved angelic licit crimeless virginal
        Antonyms:
        guilty bad evil corrupt sinful blamable
      1. adjective harmless, naive
        Synonyms:
        safe inoffensive simple naive open fresh ignorant young youthful raw unfamiliar unacquainted unexperienced unsophisticated ingenuous gullible guileless credulous artless wide-eyed unworldly hurtless inoffenseless unobjectionable innoxious innocuous uninjurious unhurtful unmalicious well-intentioned wellmeant soft unoffensive unartificial unschooled unstudied unsuspicious square uncool childlike frank inobnoxious
        Antonyms:
        experienced knowledgeable cunning impure

      لغات هم‌خانواده innocent

      noun
      innocence, innocent
      adjective
      innocent
      adverb
      innocently

      سوال‌های رایج innocent

      شکل جمع innocent چی میشه؟

      شکل جمع innocent در زبان انگلیسی innocents است.

      صفت تفضیلی innocent چی میشه؟

      صفت تفضیلی innocent در زبان انگلیسی more innocent است.

      صفت عالی innocent چی میشه؟

      صفت عالی innocent در زبان انگلیسی most innocent است.

      ارجاع به لغت innocent

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «innocent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/innocent

      لغات نزدیک innocent

      • - innkeeper
      • - innocence
      • - innocent
      • - innocently
      • - innocuous
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      sweat NES regimented old-womanish flashing critical mass roentgenize ladybird ladybug jackal jawline forge indent convert light دوره آموزشی دورهمی دوست داشتنی دوست قدیمی دوشیدن دکتر داروساز دیدن دیروقت دیشب دیوار ذوق کردن راست گفتن راه راکد رخت
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.