آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Innocence

ˈɪnəsns ˈɪnəsns

توضیحات:

همچنین می‌توان از innocency به‌ جای innocence استفاده کرد.

معنی innocence | جمله با innocence

noun uncountable C1

بی‌گناهی، بی‌تقصیری، پاکی، برائت

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

the innocence of a child

معصومیت یک طفل

He insisted upon his own innocence.

او اصرار می‌کرد که بی‌گناه است.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

The police questioned his innocence.

پلیس بی‌گناهی او را زیر سؤال برد.

They laughed at the innocence of their rustic housekeeper.

آنان به ساده‌دلی کلفت روستایی خود خندیدند.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد innocence

  1. noun blamelessness
    Synonyms:
    purity virtue righteousness integrity uprightness guiltlessness sinlessness immaculateness probity clean hands incorruptibility inculpability stainlessness chastity impeccability incorruption
  1. noun harmlessness, naiveté
    Synonyms:
    simplicity innocuousness sincerity ignorance naiveté inexperience purity frankness candor freshness plainness virtue artlessness ingenuousness gullibility guilelessness unworldliness unaffectedness credulousness inoffensiveness unknowingness unawareness unfamiliarity unsophistication forthrightness innoxiousness nescience lack
    Antonyms:

لغات هم‌خانواده innocence

ارجاع به لغت innocence

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «innocence» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/innocence

لغات نزدیک innocence

پیشنهاد بهبود معانی