آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ خرداد ۱۴۰۵

      Offside

      ˌɑːfˈsaɪd ˌɒfˈsaɪd

      معنی offside | جمله با offside

      adjective B1

      فوتبال ورزش آفساید (وضعیتی در ورزش که بازیکن در موقعیت غیرمجاز برای دریافت توپ یا شروع بازی قرار دارد)

      در انگلیسی آمریکایی همچنین از offsides استفاده می‌شود.

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی فوتبال

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The team lost possession because the striker was flagged offside.

      تیم، مالکیت توپ را از دست داد چون مهاجم به‌دلیل آفساید متوقف شد.

      The offside rule is designed to prevent players from gaining an unfair advantage.

      قانون آفساید برای جلوگیری از کسب برتری ناعادلانه توسط بازیکنان وضع شده است.

      adjective

      انگلیسی بریتانیایی آفساید، سمت دورتر از لبه‌ی جاده، سمت نزدیک به مرکز جاده (در خودروها)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      The mechanic inspected the offside front tire for any damage.

      مکانیک لاستیک جلوی سمت آفساید را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.

      Check the offside mirror before changing lanes.

      قبل‌از تغییر مسیر، آینه‌ی نزدیک به مرکز جاده را چک کن.

      noun uncountable

      فوتبال (فوتبال، هاکی و...) خطای آفساید، موقعیت آفساید

      The team’s coach argued that the offside decision was incorrect.

      مربی تیم معتقد بود تصمیم آفساید نادرست بود.

      There were some offside during the match, disrupting the flow of the game.

      درطول بازی چندین خطای آفساید رخ داد که جریان بازی را مختل کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد offside

      1. adjective immoral
        Synonyms:
        faulty not in line foul not on the line
      1. adjective illegally beyond a prescribed line or area or ahead of the ball or puck
        Synonyms:
        offsides
        Antonyms:
        onside

      ارجاع به لغت offside

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «offside» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/offside

      لغات نزدیک offside

      • - offshore island
      • - offshore wind farm
      • - offside
      • - offside blocker
      • - offside trap
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      just about dyskinesia dreamboat wind-wing surrogacy fv redwood baobab chestnut mahogany palm hickory olive banyan acacia اکرم باختری گوش‌نواز کتابخانه سیار چیز ناشناخته پنیر گرویر پس انداز کننده هلیوم هشت سطحی نقض عهد کردن نره گاو مصونیت دادن به مهماندوستی مشعوف بودن غمگین شدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.