آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ تیر ۱۴۰۴

      Nutmeg

      ˈnʌtmeɡ ˈnʌtmeɡ

      گذشته‌ی ساده:

      nutmegged

      معنی nutmeg | جمله با nutmeg

      noun countable uncountable

      غذا و آشپزی گیاه‌شناسی جوز هندی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      I sprinkled some grated nutmeg over my latte.

      کمی جوز هندی رنده‌شده روی لاته‌ام پاشیدم.

      Nutmeg is a versatile spice that can be used in both sweet and savory dishes.

      جوز هندی ادویه‌ای همه‌کاره است که می‌توان از آن در غذاهای شیرین و غیرشیرین استفاده کرد.

      noun countable informal

      فوتبال ورزش لایی (فوتبال) (غلتاندن یا دریبل کردن یا انداختن یا هل دادن توپ از میان پاهای حریف)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی فوتبال

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      The midfielder executed a perfect nutmeg.

      این هافبک لایی عالی‌ای را زد.

      The defender was embarrassed by the opponent's nutmeg.

      لایی مدافع حریف را شرمسار کرد.

      verb - transitive informal

      فوتبال ورزش لایی زدن (فوتبال)

      The striker nutmegged the goalkeeper.

      مهاجم به دروازه‌بان لایی زد.

      The midfielder nutmegged his opponent.

      این هافبک به حریفش لایی زد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد nutmeg

      1. noun East Indian tree widely cultivated in the tropics for its aromatic seed; source of two spices: nutmeg and mace
        Synonyms:
        nutmeg tree Myristica fragrans
      1. Synonyms:
        sepia

      سوال‌های رایج nutmeg

      گذشته‌ی ساده nutmeg چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده nutmeg در زبان انگلیسی nutmegged است.

      ارجاع به لغت nutmeg

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «nutmeg» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/nutmeg

      لغات نزدیک nutmeg

      • - nutlet
      • - nutmeat
      • - nutmeg
      • - nutpick
      • - nutria
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      video challenge pay-as-you-go spike reach who cares? bash that's it confinement accumulate articulator claptrap someone's number is up do a number on someone thatched demurely demureness مسلح رسا زلال سطر کیر شهروندان خرید کردن عروسک زهرا موثق فرهنگ لغت جزر خار شوخی کردن آب‌پرتقال
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.