فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

And

nd / / n nd / / n
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • conjunction A1
    و (حرف ربط)
    • - He cried and shouted.
    • - او گریه کرد و داد زد.
    • - He told the news to Ali and Ali laughed.
    • - خبر را به علی گفت و علی خندید.
    • - Winter is usually cold and summer warm.
    • - زمستان معمولاً سرد است و تابستان گرم.
  • conjunction
    و، ضرب منطقی
    • - a red and white dress
    • - پیراهن قرمز و سفید
    • - apples and pears
    • - سیب و گلابی
  • conjunction
    (عامیانه) که، تا، با
    • - Try and come today.
    • - بکوش که امروز بیایی.
    • - and it came to pass that...
    • - سپس چنین اتفاق افتاد که...
    • - six and two equals eight
    • - شش با دو مساویست با هشت
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد and

  1. conjunction in addition to; plus
    Synonyms: along with, also, as a consequence, as well as, furthermore, including, moreover, together with

ارجاع به لغت and

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «and» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/and

لغات نزدیک and

پیشنهاد بهبود معانی