Diamond معنی

  • Countable Noun
    الماس
    • - a diamond ring
    • - انگشتر الماس
  • Countable Noun
    لوزی
  • Noun Plural
    (diamonds) (در ورق) خال خشتی
    • - queen of diamonds
    • - بی‌بی خشت
  • Countable Noun
    زمین بیسبال
  • Adjective
    برگزاری جشن شصت یا هفتاد و پنج سالگی
    • - When Queen Victoria was celebrating her diamond jubilee.
    • - هنگامی که ملکه ویکتوریا جشن شصتمین سال تاجگذاری خود را برگزار می‌کرد.
    • - the diamond wedding anniversary of that aged couple
    • - جشن شصتمین سال ازدواج آن زن و شوهر پیر
آخرین به‌روزرسانی:
  • فونتیک آمریکایی

    ˈdaɪəmənd
  • فونتیک بریتانیایی

    ˈdaɪəmənd

Idioms