آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ اسفند ۱۴۰۳

    Brilliant

    ˈbrɪljənt ˈbrɪljənt

    صفت تفضیلی:

    more brilliant

    صفت عالی:

    most brilliant

    معنی brilliant | جمله با brilliant

    adjective B1

    نابغه، بااستعداد، باهوش، درخشان

    He is a brilliant mathematician who solved complex problems effortlessly.

    او ریاضیدانی نابغه است که مسائل پیچیده را به‌راحتی حل می‌کند.

    The pianist’s brilliant technique left the audience in awe.

    تکنیک درخشان آن پیانیست، حضار را شگفت‌زده کرد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The young chess player proved to be a brilliant strategist.

    این شطرنج‌باز جوان ثابت کرد که استراتژیستی باهوش است.

    adjective B1

    تابان، مشعشع، درخشان، پرنور، تابناک، نورانی، روشن، خیره‌کننده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    The festival was filled with brilliant lights and colorful decorations.

    جشنواره پر از نورهای درخشان و تزئینات رنگارنگ بود.

    Her dress was a brilliant shade of emerald green.

    لباس او به رنگ سبز زمردی روشن بود.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The stars looked brilliant against the dark night sky.

    ستاره‌ها در برابر آسمان تاریک شب، درخشان به‌نظر می‌رسیدند.

    the brilliant light of the sun

    نور خیره‌کننده‌ی خورشید

    adjective informal A2

    انگلیسی بریتانیایی عالی، فوق‌العاده، حیرت‌انگیز، بسیار خوب، چشمگیر

    his brilliant achievements in the field of physics

    دستیابی‌های چشمگیر او در رشته‌ی فیزیک

    He had a brilliant idea that could change everything.

    او ایده‌ای فوق‌العاده داشت که می‌توانست همه چیز را تغییر دهد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Her performance in the play was simply brilliant.

    اجرای او در نمایش واقعاً حیرت‌انگیز بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد brilliant

    1. adjective shining, glowing in appearance
      Synonyms:
      bright gleaming glowing shining luminous radiant sparkling glittering dazzling intense glossy vivid flashy lucent lustrous ablaze incandescent showy lambent fulgent resplendent refulgent coruscating effulgent scintillating
      Antonyms:
      dark dull dulled
    1. adjective famous, outstanding
      Synonyms:
      famous prominent outstanding excellent superb splendid glorious distinguished eminent celebrated illustrious magnificent
      Antonyms:
      typical normal
    1. adjective very intelligent
      Synonyms:
      smart bright clever sharp intelligent knowing quick talented brainy gifted ingenious intellectual knowledgeable astute discerning penetrating profound expert accomplished acute masterly quick-witted genius whiz kid eggheaded einstein whip inventive
      Antonyms:
      stupid unintelligent unaware

    Collocations

    a brilliant career

    شغل یا حرفه‌ی بسیار خوب، سابقه‌ی درخشان

    a brilliant color

    رنگ روشن، رنگ نورانی، رنگ تابناک

    a brilliant smile

    لبخند نورانی، لبخند درخشان، لبخند شادی‌آمیز

    brilliant success

    موفقیت درخشان

    سوال‌های رایج brilliant

    صفت تفضیلی brilliant چی میشه؟

    صفت تفضیلی brilliant در زبان انگلیسی more brilliant است.

    صفت عالی brilliant چی میشه؟

    صفت عالی brilliant در زبان انگلیسی most brilliant است.

    ارجاع به لغت brilliant

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «brilliant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/brilliant

    لغات نزدیک brilliant

    • - brill's disease
    • - brilliance
    • - brilliant
    • - brilliant career
    • - brilliant success
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.