Brilliant معنی

  • Adjective
    تابان، مشعشع
    • - the brilliant light of the sun
    • - نور خیره‌کننده‌ی خورشید
    • - his brilliant achievements in the field of physics
    • - دستیابی‌های چشمگیر او در رشته‌ی فیزیک
  • Adjective
    زیرک، بااستعداد
  • Countable Noun
    برلیان، الماس درخشان
آخرین به‌روزرسانی:
  • فونتیک آمریکایی

    ˈbrɪljənt
  • فونتیک بریتانیایی

    ˈbrɪljənt

مترادف و متضاد brilliant

Collocations

لغات نزدیک brilliant