آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ خرداد ۱۴۰۳

      Magnificent

      mæɡˈnɪfəsnt mæɡˈnɪfəsnt

      صفت تفضیلی:

      more magnificent

      صفت عالی:

      most magnificent

      معنی magnificent | جمله با magnificent

      adjective B1

      فوق‌العاده خوب، عالی (و شایسته‌ی تحسین)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      The opera singer's voice was magnificent.

      صدای خواننده‌ی اپرا واقعا فوق‌العاده خوب بود.

      Your soup was magnificent.

      سوپ شما عالی بود.

      adjective

      شکوهمند، بلندپایه، والا (پیش از اسم حاکمان مشهور سابق)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Lorenzo the Magnificent was a powerful ruler in Renaissance Italy.

      لورنزوی شکوهمند فرمانروای قدرتمندی در دوران رنسانس ایتالیا بود.

      Cleopatra the Magnificent was a queen of Egypt known for her beauty and intelligence.

      کلئوپاترای والا ملکه‌ی مصر بود که به زیبایی و هوشش معروف بود.

      adjective

      مجلل (در ساختار و زینت)

      the king's magnificent palace

      کاخ مجلل پادشاه

      We visited a magnificent cathedral in Paris during our vacation.

      در تعطیلاتمان در پاریس از یک کلیسای جامع مجلل بازدید کردیم.

      adjective

      خیره‌کننده

      The sunset over the ocean was magnificent.

      غروب خورشید بر فراز اقیانوس خیره‌کننده بود.

      The view from the mountaintop was magnificent.

      منظره‌ای که از قله‌ی کوه دیده می‌شد، خیره‌کننده بود.

      adjective

      تأثیرگذار، برجسته، تحسین‌برانگیز (نثر و غیره)

      I was blown away by the writer's magnificent prose.

      از نثر تأثیرگذار نویسنده متحیر شدم.

      His magnificent purpose in life was to help others in need.

      هدف تحسین‌برانگیز او در زندگی کمک به افراد نیازمند بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد magnificent

      1. adjective glorious, wonderful
        Synonyms:
        wonderful splendid excellent fine grand majestic superb impressive noble outstanding brilliant regal rich superior sumptuous gorgeous imposing radiant striking exalted lofty stately towering elevated lavish luxurious opulent palatial sublime commanding glittering grandiose high-minded imperial pompous posh proud resplendent smashing standout swanky transcendent arresting august chivalric magnanimous magnific plush royal superlative
        Antonyms:
        bad poor ugly offensive

      سوال‌های رایج magnificent

      صفت تفضیلی magnificent چی میشه؟

      صفت تفضیلی magnificent در زبان انگلیسی more magnificent است.

      صفت عالی magnificent چی میشه؟

      صفت عالی magnificent در زبان انگلیسی most magnificent است.

      ارجاع به لغت magnificent

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «magnificent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/magnificent

      لغات نزدیک magnificent

      • - magnification
      • - magnificence
      • - magnificent
      • - magnifico
      • - magnifier
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.