صفت تفضیلی:
poorerصفت عالی:
poorestفقیر، بیپول، تهیدست، تنگدست، بیچیز، بینوا، بیچاره، بدبخت، نادار، مستمند، بیبضاعت، مسکین، نیازمند
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی مقدماتی
Despite significant economic growth in some sectors, a substantial portion of the population remains poor, struggling to meet basic needs.
باوجود رشد اقتصادی قابل توجه در برخی بخشها، بخش قابل توجهی از جمعیت همچنان فقیر باقی مانده و برای تأمین نیازهای اولیه خود در تلاش است.
Many developing nations face the persistent challenge of providing adequate social welfare for their poor citizens.
بسیاری از کشورهای درحال توسعه با چالش مداوم ارائهی رفاه اجتماعی کافی برای شهروندان تهیدست خود مواجه هستند.
poor in
که...کم دارد، که از لحاظ...ضعیف است، که به لحاظ...فقیر است
ناتوان، ضعیف، بد، بیکیفیت، نامرغوب، ناشی، کمتجربه، بیتجربه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Despite the significant investment, the poor infrastructure of the rural areas continues to hinder economic development.
علیرغم سرمایهگذاری قابل توجه، زیرساخت ضعیف مناطق روستایی همچنان مانع توسعهی اقتصادی است.
The study concluded that the poor sanitation practices in certain communities directly correlate with higher incidences of waterborne diseases.
این مطالعه نتیجه گرفت که روشهای بهداشتی بد در برخی جوامع مستقیماً با شیوع بالاتر بیماریهای منتقله از آب مرتبط است.
be in poor health
ناتوان بودن
بیچاره، بدبخت، طفلک، حیوانکی، بینوا، زبانبسته، مادرمرده، بختبرگشته
The poor, distressed animal had clearly been abandoned and was struggling to find sustenance in the harsh urban environment.
حیوان بیچاره و پریشان ظاهراً رها شده بود و برای یافتن غذا در محیط خشن شهری تقلا میکرد.
Despite the well-intentioned efforts of the volunteers, the poor old woman remained inconsolable after losing her lifelong companion.
باوجود تلاشهای خیرخواهانهی داوطلبان، زن بختبرگشتهی پیر پساز از دست دادن همدم مادامالعمرش همچنان تسلیناپذیر بود.
The poor dog looked so scared during the thunderstorm, shivering under the table.
سگ حیوانکی هنگام رعدوبرق خیلی ترسیده به نظر میرسید و زیر میز میلرزید.
(the poor) فقرا، مستمندان، بیچارگان، تنگدستان، مساکین، بینوایان
Government initiatives aimed at providing housing and vocational training are crucial for improving the living standards of the poor in urban areas.
طرحهای دولتی با هدف تأمین مسکن و آموزش حرفهای برای بهبود استانداردهای زندگی فقرا در مناطق شهری حیاتی هستند.
The lecture discussed various economic policies designed to alleviate the financial burden on the poor and promote greater social equity.
این سخنرانی به بررسی سیاستهای اقتصادی مختلفی پرداخت که برای کاهش بار مالی بر مساکین و ترویج برابری اجتماعی بیشتر طراحی شدهاند.
Sparkling white wine is the poor man's champagne.
شراب سفید گازدار شامپاین فقرا است.
the poor man's somebody/something
مال فقرا، مخصوص فقرا
کم، ناچیز، اندک، بیمقدار
She came a poor second.
با فاصلهی ناچیزی از نفر اول، دوم شد.
Effective communication is essential, as poor articulation of ideas can hinder project success.
ارتباط موثر ضروری است؛ زیرا بیان اندک ایدهها میتواند مانع موفقیت پروژه شود.
Despite the significant investment, the quality of the agricultural yield remained poor due to adverse weather conditions.
باوجود سرمایهگذاری قابل توجه، کیفیت محصول کشاورزی بهدلیل شرایط نامساعد آبوهوایی ناچیز باقی ماند.
I have a poor head for figures.
مخ ریاضی ندارم.
فروتن، متواضع، افتاده
Despite his significant contributions to the field, Professor Davies remained remarkably poor in his self-assessment, always attributing success to collaborative effort rather than individual brilliance.
باوجود مشارکتهای چشمگیرش در این رشته، پروفسور دیویس در خودارزیابیاش بهطرز چشمگیری متواضع باقی ماند و همیشه موفقیت را به تلاش جمعی نسبت میداد تا نبوغ فردی.
The speaker discussed how a truly effective leader often possesses a poor disposition regarding personal accolades, prioritizing the team's progress over individual recognition.
سخنران توضیح داد که چگونه یک رهبر واقعاً مؤثر اغلب دارای روحیهای فروتن در مورد افتخارات شخصی است و پیشرفت تیم را بر شناخت فردی ترجیح میدهد.
حقیر، مفلوک، خوار، پست
The architect's initial design, though aesthetically pleasing, was deemed poor from a structural integrity perspective, requiring extensive revisions.
طراحی اولیهی معمار اگرچه ازنظر زیباییشناختی دلنشین بود، اما از منظر یکپارچگی ساختاری حقیر تلقی شد و نیازمند بازنگریهای گسترده بود.
Historical accounts often portray the lower classes of medieval Europe as enduring poor social standing and limited opportunities for advancement.
روایتهای تاریخی اغلب طبقات پایین اروپای قرونوسطی را بهعنوان افرادی که وضعیت اجتماعی پست و فرصتهای محدودی برای پیشرفت را تحمل میکردند، به تصویر میکشند.
لاغر، نحیف
Despite the abundance of food resources globally, many individuals, particularly in developing nations, continue to suffer from poor physical conditions due to malnutrition.
علیرغم فراوانی منابع غذایی در سراسر جهان، بسیاری از افراد بهویژه در کشورهای درحال توسعه همچنان بهدلیل سوءتغذیه از وضعیت جسمانی نحیف رنج میبرند.
The lecture discussed the long-term health consequences of early childhood malnutrition, often resulting in a poor stature and reduced cognitive development.
این سخنرانی دربارهی پیامدهای بلندمدت سوءتغذیه در دوران کودکی بحث کرد که اغلب منجر به قد و قامت نحیف و کاهش رشد شناختی میشود.
The doctor noted that the patient's poor appetite over several weeks had contributed to their visibly poor and frail appearance.
پزشک اشاره کرد که بیاشتهایی بیمار طی چندین هفته به ظاهر ضعیف و لاغر او کمک کرده است.
جغرافیا بایر، بیحاصل، بیبار، بیثمر (زمین)
Despite significant efforts in irrigation, the soil in this region remains poor, hindering agricultural productivity.
باوجود تلاشهای چشمگیر در آبیاری، خاک این منطقه همچنان بایر است و مانع بهرهوری کشاورزی میشود.
The agricultural output of the newly reclaimed land was poor due to its low nutrient content and sandy composition.
تولیدات کشاورزی زمین تازهاحیاشده بهدلیل محتوای مغذی پایین و ترکیب شنی آن، بیثمر بود.
Early settlers often struggled with the poor quality of the land, which made sustained crop cultivation challenging.
مهاجران اولیه اغلب با کیفیت بیحاصل زمین دستوپنجه نرم میکردند که کشت مداوم محصولات را دشوار میساخت.
بیتفاوت، نامطلوب، بیاعتنا، نادرست
Despite several attempts, the proposed urban regeneration project received poor public acceptance due to inadequate community consultation.
باوجود چندین تلاش پروژهی بازسازی شهری پیشنهادی بهدلیل مشورت ناکافی با جامعه، پذیرش عمومی نامطلوبی دریافت کرد.
The software update resulted in poor system performance, leading to frequent crashes and data loss for users.
بهروزرسانی نرمافزار منجر به عملکرد سیستم نادرستی شد که باعث خرابیهای مکرر و از دست دادن اطلاعات برای کاربران گردید.
The experimental design suffered from poor control over confounding variables, potentially invalidating the study's conclusions.
طراحی آزمایشگاهی از کنترل نامطلوب بر متغیرهای مخدوشکننده رنج میبرد که احتمالاً نتایج مطالعه را بیاعتبار میساخت.
زمینشناسی ضعیف، فاقد (در منابع طبیعی)
Despite its vast land area, the nation remains economically vulnerable due to its poor natural resource endowment.
علیرغم وسعت زیاد زمین، این کشور بهدلیل برخورداری ضعیف از منابع طبیعی همچنان ازنظر اقتصادی آسیبپذیر است.
Many developing countries face significant challenges in industrialization owing to their inherently poor natural resource base.
بسیاری از کشورهای درحال توسعه بهدلیل پایگاه منابع طبیعی ذاتاً ضعیف خود با چالشهای قابل توجهی در صنعتیسازی مواجه هستند.
با بدسلیقگی
کوچک بیچاره / طفلکی
قضاوت ضعیف، قضاوت نادرست
کیفیت پایین، نامرغوب
در وضعیت سلامتی نامناسب بودن، ناخوش احوال بودن
شرایط بهداشتی نامناسب
a poor (or bad or lame) excuse for
نمونهی بدی از (چیزی یا کسی)
صفت تفضیلی poor در زبان انگلیسی poorer است.
صفت عالی poor در زبان انگلیسی poorest است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «poor» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/poor